barriers

[ایالات متحده]/ˈbærɪərz/
[بریتانیا]/ˈbɛəriərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موانع، موانع، یا چیزهایی که پیشرفت یا ارتباط را متوقف می‌کنند.; حصارها، دیوارها، یا دیگر مرزهای فیزیکی.; خطوطی که چیزها را تقسیم یا جدا می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

break down barriers

شکستن موانع

language barriers

موانع زبانی

communication barriers

موانع ارتباطی

cultural barriers

موانع فرهنگی

encounter barriers

برخورد با موانع

build barriers

ایجاد موانع

physical barriers

موانع فیزیکی

mental barriers

موانع ذهنی

remove barriers to

حذف موانع برای

جملات نمونه

we need to break down the barriers to communication.

ما باید موانع ارتباط را از بین ببریم.

language barriers can hinder effective collaboration.

موانع زبانی می توانند همکاری موثر را مختل کنند.

he faced many barriers in his career.

او با موانع زیادی در حرفه خود روبرو شد.

education can help remove social barriers.

تحصیلات می تواند به از بین بردن موانع اجتماعی کمک کند.

there are physical barriers that prevent access.

موانع فیزیکی وجود دارد که دسترسی را غیرممکن می کند.

we must address the barriers to equality.

ما باید به موانع برابری رسیدگی کنیم.

barriers to entry can limit market competition.

موانع ورود می تواند رقابت در بازار را محدود کند.

emotional barriers can affect personal relationships.

موانع عاطفی می تواند بر روابط شخصی تأثیر بگذارد.

technology helps to reduce barriers in education.

فناوری به کاهش موانع در آموزش کمک می کند.

we need to identify the barriers to success.

ما باید موانع رسیدن به موفقیت را شناسایی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید