misinterpret

[ایالات متحده]/ˌmɪsɪnˈtɜːprət/
[بریتانیا]/ˌmɪsɪnˈtɜːrprət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را به طور نادرست درک یا توضیح دادن

جملات نمونه

It would be easy to misinterpret results from such a small sample.

interpret کردن نتایج حاصل از چنین نمونه کوچکی آسان بود.

The rioters misinterpret the instructions of the police.

راهزنان دستورالعمل های پلیس را نادرست تفسیر می کنند.

The driver misinterpreted the policeman's signal and turned in the wrong direction.

راننده علائم پلیس را نادرست برداشت و در جهت اشتباه چرخید.

I realized that what I’d said could be misinterpreted as criticism.

من متوجه شدم که آنچه گفته بودم ممکن است به عنوان انتقاد نادرست تفسیر شود.

The wording of the lease is so clear-cut that no one could possibly misinterpret its meaning.

زبان قرارداد به گونه ای واضح است که هیچ کس نمی تواند معنای آن را به درستی تفسیر نکند.

There is nothing of the kind in what they said; you always try to misinterpret the words of others.

در آنچه آنها گفتند چنین چیزی وجود ندارد؛ شما همیشه سعی می کنید کلمات دیگران را به درستی تفسیر نکنید.

However,many researchers and managers misinterpret teacher performance assessment as "incorrect" teacher assessment,while they apotheosize teacher professional development assessment as "co.

با این حال، بسیاری از محققان و مدیران ارزیابی عملکرد معلمان را به عنوان "ارزیابی نادرست" معلمان اشتباه تفسیر می کنند، در حالی که ارزیابی توسعه حرفه ای معلمان را به عنوان "co.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید