pitied

[ایالات متحده]/ˈpɪtiːd/
[بریتانیا]/ˈpɪtiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته pity؛ به احساس تحقیر نسبت به

عبارات و ترکیب‌ها

pitied child

طفل مورد شفقت

pitied soul

روح مورد شفقت

pitied victim

قربانی مورد شفقت

pitied friend

دوست مورد شفقت

pitied stranger

غریبه مورد شفقت

pitied character

شخصیت مورد شفقت

pitied creature

موجود مورد شفقت

pitied situation

وضعیت مورد شفقت

pitied fool

احمق مورد شفقت

pitied outcast

مردود مورد شفقت

جملات نمونه

she pitied the stray dog wandering the streets.

او سگ ولگردی را که در خیابان‌ها پرسه می‌زد، دریغ گفت.

he pitied the children who lost their homes in the storm.

او کودکانی را که خانه‌هایشان را در طوفان از دست داده بودند، دریغ گفت.

the teacher pitied the student struggling with his studies.

معلم دانشجویی را که در تلاش با تحصیلاتش بود، دریغ گفت.

she pitied her friend after hearing about his breakup.

او پس از شنیدن خبر جدایی دوستش، برایش دریغ گفت.

they pitied the elderly man who lived alone.

آنها مرد مسنی را که تنها زندگی می‌کرد، دریغ گفتند.

he pitied the animals in the overcrowded shelter.

او حیواناتی را که در پناهگاه شلوغ بودند، دریغ گفت.

she pitied the refugees fleeing from war.

او آوارگان در حال فرار از جنگ را دریغ گفت.

he pitied the workers facing layoffs during the crisis.

او کارگرانی را که در بحران با اخراج مواجه بودند، دریغ گفت.

they pitied the child who was bullied at school.

آنها کودکی را که در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت، دریغ گفتند.

she pitied the artist struggling to make ends meet.

او هنرمندی را که برای گذران زندگی تلاش می‌کرد، دریغ گفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید