procedurally

[ایالات متحده]/prəˈsiːdʒərəli/
[بریتانیا]/prəˈsiːdʒərəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای مرتبط با یک رویه مشخص

عبارات و ترکیب‌ها

procedurally generated

تولید شده به صورت رویه‌ای

procedurally correct

به صورت رویه‌ای صحیح

procedurally defined

تعریف شده به صورت رویه‌ای

procedurally driven

مبتنی بر رویه

procedurally oriented

متمرکز بر رویه

procedurally based

مبتنی بر رویه

procedurally linked

به صورت رویه‌ای مرتبط

procedurally managed

مدیریت شده به صورت رویه‌ای

procedurally structured

ساخته شده به صورت رویه‌ای

procedurally executed

اجرا شده به صورت رویه‌ای

جملات نمونه

procedurally, we need to follow the guidelines.

در صورت رویه‌ای، ما باید دستورالعمل‌ها را دنبال کنیم.

the project will be completed procedurally over the next few months.

پروژه در طول ماه‌های آینده به صورت رویه‌ای تکمیل خواهد شد.

we are handling the application procedurally.

ما در حال رسیدگی به درخواست به صورت رویه‌ای هستیم.

procedurally, this step is crucial for success.

در صورت رویه‌ای، این مرحله برای موفقیت بسیار مهم است.

they approached the problem procedurally to ensure accuracy.

آنها برای اطمینان از صحت، مسئله را به صورت رویه‌ای حل کردند.

we should document everything procedurally for future reference.

ما باید همه چیز را به صورت رویه‌ای برای ارجاع آینده مستند کنیم.

procedurally, the team must meet all requirements.

در صورت رویه‌ای، تیم باید تمام الزامات را برآورده کند.

the meeting will be conducted procedurally to ensure fairness.

جلسه به صورت رویه‌ای برگزار خواهد شد تا عدالت حفظ شود.

procedurally, we will evaluate the results step by step.

در صورت رویه‌ای، ما نتایج را گام به گام ارزیابی خواهیم کرد.

it is important to act procedurally in legal matters.

در مسائل حقوقی مهم است که به صورت رویه‌ای عمل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید