intuitively

[ایالات متحده]/in'tju:itivli/
[بریتانیا]/ɪnˈtjuɪtɪvlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که بر اساس غریزه یا درک فوری است، به طور مستقیم از شهود به دست آمده است.

جملات نمونه

Avoid making intuitively obvious but unfounded assertions.

از بیان ادعاهایی که به طور شهودی واضح اما بی‌اساس هستند، خودداری کنید.

She intuitively understood his need to be alone.

او به طور شهودی نیاز او به تنهایی بودن را درک کرد.

Intuitively, she understood what needed to be done next.

او به طور شهودی فهمید که چه کاری باید انجام شود.

Intuitively, he knew he had made the right decision.

او به طور شهودی فهمید که تصمیم درستی گرفته است.

Intuitively, he sensed danger and acted quickly.

او به طور شهودی خطر را حس کرد و به سرعت عمل کرد.

Intuitively, she knew how to calm the situation.

او به طور شهودی می دانست چگونه اوضاع را آرام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید