procure supplies
تهیه لوازم
procure services
تهیه خدمات
procure goods
تهیه کالا
procure equipment
تهیه تجهیزات
procure a solution to a knotty problem.
برای حل یک مشکل پیچیده راه حلی پیدا کنید.
food procured for the rebels.
غذا تهیه شده برای شورشیان
managed to procure a pass.
موفق به تهیه گذرنامه شد.
Somehow he had procured us an invitation.
به نحوی او ما را به یک دعوتنامه به دست آورد.
Driving fast procured the accident.
رانندگی سریع باعث تصادف شد.
depois, procure dormir em outras camas.
depois, procure dormir em outras camas.
procure the co-operation of any number of gentlemanlike curates.
از تعداد زیادی از روحانیون محترم کمک بگیرید.
His pride procured his downfall.
غرور او باعث سقوطش شد.
the debtor can procure cancellation if satisfied within one month.
بدهکار میتواند لغو را به دست آورد اگر ظرف یک ماه راضی باشد.
he procured his wife to sign the mandate for the joint account.
او از همسرش خواست تا برای حساب مشترک، مأموریت را امضا کند.
men who haunted railway stations to procure young girls for immoral purposes.
مردانی که ایستگاههای راه آهن را برای به دست آوردن دختران جوان برای اهداف غیراخلاقی ردیابی میکردند.
Try to procure us some specimens of the polluted water from the river.
سعی کنید چند نمونه از آبهای آلوده رودخانه را برای ما تهیه کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید