acquire

[ایالات متحده]/əˈkwaɪə(r)/
[بریتانیا]/əˈkwaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

به دست آوردن
vt. کسب کردن، به دست آوردن، توسعه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

acquire knowledge

کسب دانش

acquire skills

کسب مهارت

acquire experience

کسب تجربه

acquire assets

کسب دارایی

جملات نمونه

acquire a knowledge of English

کسب دانش زبان انگلیسی

acquire proficiency in math.

کسب مهارت در ریاضیات.

you must acquire the rudiments of Greek.

شما باید اصول اولیه زبان یونانی را فرا بگیرید.

I've acquired a taste for whisky.

من سلیقه‌ای برای ویسکی پیدا کرده‌ام.

pumpkin pie is an acquired taste.

پای کدو تنبل یک سلیقه اکتسابی است.

a painting acquired by bequest.

تابلویی که از طریق وصیت‌نامه به دست آمده است.

We should try to acquire good habits.

ما باید سعی کنیم عادت‌های خوب کسب کنیم.

acquire 100 shares of stock.

100 سهم سهام به دست آورید.

We should acquire more firsthand information.

ما باید اطلاعات بیشتری به صورت مستقیم به دست آوریم.

Whisky is an acquired taste.

ویسکی یک سلیقه اکتسابی است.

Acquired immunity, adaptable cytoprotection and RNA interference are organism acquired defense functions.

ایمنی اکتسابی، سیتوپروکسیون قابل انعطاف و تداخل RNA، عملکردهای دفاعی به دست آمده توسط ارگانیسم هستند.

they wanted to spend their newly acquired brass.

آنها می‌خواستند پول جدیدشان را خرج کنند.

he acquired an intimacy with Swahili literature.

او صمیمیت خود را با ادبیات سواحلی به دست آورد.

a curator accessioning newly acquired paintings.

یک ویراستار که نقاشی های جدید را در حال جمع آوری است.

a newly acquired hi-fi system.

یک سیستم صوتی های فای جدید.

he had acquired quite a suntan.

او برنزه شده بود.

political observers who acquire authority with age.

ناظران سیاسی که با افزایش سن اقتدار به دست می‌آورند.

We must work hard to acquire a good knowledge of English.

ما باید سخت تلاش کنیم تا دانش خوبی از زبان انگلیسی به دست آوریم.

We must cherish experience acquired at the cost of blood.

ما باید تجربیاتی را که به قیمت خون به دست آمده‌اند، ارج نهیم.

نمونه‌های واقعی

Sideroblastic anemia can be congenital or acquired.

کم‌خونی سایدرو بلاستیک می‌تواند مادرزادی یا اکتسابی باشد.

منبع: Osmosis - Blood Cancer

Pneumonia can also be categorized by how it's acquired.

پنومونی نیز می‌تواند بر اساس نحوه کسب آن طبقه‌بندی شود.

منبع: Osmosis - Respiration

We only acquire humans that haven't been simulated!

ما فقط انسان‌هایی را به دست می‌آوریم که شبیه‌سازی نشده‌اند!

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

Through reading books, people improve their literacy and acquire skills.

از طریق مطالعه کتاب، مردم سواد خود را بهبود می‌بخشند و مهارت‌ها را کسب می‌کنند.

منبع: English Major Level 4 Writing Full Score Template

In the hope of suddenly acquiring a substantial fortune.

با این امید که ناگهان ثروت قابل توجهی به دست آوریم.

منبع: Cultural Discussions

It seems obvious now how we acquire knowledge and understanding.

اکنون واضح است که چگونه دانش و درک را به دست می‌آوریم.

منبع: Beijing Normal University Edition High School English (Compulsory 5)

What knowledge will you acquire? What passions will you discover?

چه دانشی به دست خواهید آورد؟ چه اشتیاق‌هایی را کشف خواهید کرد؟

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

Now, there are plenty of possibilities to acquire this human connection.

اکنون، فرصت‌های زیادی برای به دست آوردن این ارتباط انسانی وجود دارد.

منبع: The meaning of solitude.

Russia seems to have acquired huge stocks of cheap Iranian drones.

به نظر می‌رسد روسیه ذخایر زیادی از پهپادهای ارزان قیمت ایرانی به دست آورده است.

منبع: The Economist (Summary)

It`s the feeling that rights once acquired should never ever be abandoned.

این احساس است که حقوقی که یک بار به دست آمده‌اند هرگز نباید رها شوند.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید