fetch

[ایالات متحده]/fetʃ/
[بریتانیا]/fetʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بازگرداندن یا گرفتن; رسیدن; به دست آوردن; جذب کردن
vi. بازیابی کردن; به فروش رساندن برای; گرفتن
n. عمل به دست آوردن; حقه

عبارات و ترکیب‌ها

go fetch

برو و پیدا کن

fetch the ball

توپ را پیدا کن

fetch the newspaper

روزنامه را پیدا کن

fetch in

وارد کردن

fetch up

جمع کردن

fetch and carry

گرفتن و بردن

fetch out

بیرون آوردن

fetch information

اطلاعات را پیدا کن

جملات نمونه

fetch a wipe at sb.

بازیابی یک دستمال در sb.

a fetching new hairstyle.

یک مدل موی جدید جذاب.

he ran to fetch help.

او برای کمک دوید.

be the exact fetch of

دقیقا همان بازیابی از.

teach a dog to fetch and carry.

به یک سگ آموزش دهید تا بازیابی و حمل کند.

Please fetch the children in for dinner.

لطفاً بچه‌ها را برای شام بیاورید.

a fetching little garment of pink satin.

یک لباس کوچک جذاب از ساتن صورتی.

I'll fetch up the bath to you straight.

من بلافاصله حمام را برای شما می‌آورم.

She has gone to fetch water.

او برای آوردن آب رفته است.

Will you fetch some water?

آیا شما آب می آورید؟

The villa'll fetch at least $50000.

ویلا حداقل 50000 دلار به دست خواهد آورد.

Fetch me the tape from my drawer.

نوار را از کشوی من برای من بیاور.

Those cheap seats will fetch in the people.

صندلی‌های ارزان قیمت مردم را جذب می‌کنند.

We fetch up at the wharf exactly on time.

ما دقیقاً به موقع در اسکله می‌رسیم.

Please fetch up the tea-things.

لطفاً وسایل چای را بیاورید.

a far-fetched analogy; a far-fetched excuse.

قیاس دور از ذهن؛ بهانه‌ای دور از ذهن.

These goods are obsolete and will not fetch much on the market.

این کالاها منسوخ شده اند و در بازار زیاد به دست نمی آورند.

The puppy fetched the stick that we had tossed.

سگ کوچولو چوبی را که ما پرتاب کرده بودیم، بازیابی کرد.

نمونه‌های واقعی

'I must have two—to fetch and carry. One to fetch, and one to carry.'

من باید دو تا داشته باشم - برای آوردن و حمل کردن. یکی برای آوردن و یکی برای حمل کردن.

منبع: Alice's Adventures in Wonderland (Simplified Version)

He was not really fetching them: They were fetching him.

او واقعاً آنها را نمی آورد: آنها داشتند او را می آوردند.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Fetch the ladder and take it away!

نردبان را بیاور و آن را دور ببر!

منبع: Drama: Alice in Wonderland

Harry zoomed off after the twins to fetch the Snitch.

هری با سرعت به دنبال دوقلوها رفت تا اسنیچ را بیاورد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

So the concoctions had to be fetched at the hospital.

بنابراین باید معجون ها را از بیمارستان آورد.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

OK, I will fetch the remote control.

باشه، من کنترل از راه دور را میارم.

منبع: Traveling Abroad Conversation Scenarios: Accommodation Section

No. Is it in the kitchen? - Yeah, I'll fetch you some more.

نه. آیا آن در آشپزخانه است؟ - بله، من برایت بیشتر میارم.

منبع: "Father in the Time" Original Soundtrack

Come on! Let's fetch something to eat.

بیا! بیاوریم چیزی برای خوردن.

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

An auction house estimates that the relic could fetch as much as $20,000.

یک خانه حراج تخمین می زند که این بقایای باستانی می تواند تا 20000 دلار به دست آورد.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

So Noah ran through the streets as quickly as he could to fetch the beadle.

بنابراین نوح با تمام سرعت از خیابان ها عبور کرد تا مسئول مدرسه را بیاورد.

منبع: Oliver Twist (abridged version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید