cede

[ایالات متحده]/siːd/
[بریتانیا]/siːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تسلیم شدن، واگذار کردن؛ کنار گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

cede territory

واگذاری قلمرو

cede control

واگذاری کنترل

cede power

واگذاری قدرت

جملات نمونه

they have had to cede ground to the government.

آنها مجبور شده‌اند زمین را به دولت واگذار کنند.

a province ceded by treaty.

یک استان که با معاهده واگذار شده است.

A third of the territory was ceded to France.

یک سوم از سرزمین به فرانسه واگذار شد.

He ceded his stock holdings to his children.

او سهام خود را به فرزندانش واگذار کرد.

The debater refused to cede the point to her opponent.

مناظره کننده از واگذاری این نکته به حریفش امتناع کرد.

As a result of a series of European wars, Florida was ceded to England.

در نتیجه مجموعه‌ای از جنگ‌های اروپایی، فلوریدا به انگلیس واگذار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید