some pushy little perisher.
یک دختر کوچولوی بسیار اصراری.
She is always so pushy when it comes to getting what she wants.
او همیشه خیلی اصراری است وقتی صحبت از گرفتن آنچه میخواهد میشود.
I don't like pushy salespeople who pressure me to buy things.
من نمیپسندم فروشندگانی که اصراری هستند و من را تحت فشار قرار میدهند تا چیزها را بخرم.
He can be a bit pushy at times, but he means well.
او گاهی اوقات کمی اصراری است، اما منظور بدی ندارد.
The pushy crowd made it difficult to move through the store.
جمعیت اصراری باعث شد عبور از مغازه دشوار باشد.
She has a pushy personality and always wants things done her way.
او شخصیتی اصراری دارد و همیشه میخواهد کارها به روش خودش انجام شود.
The pushy behavior of the manager made the employees uncomfortable.
رفتار اصراری مدیر باعث ناراحتی کارمندان شد.
I find pushy people exhausting to be around.
من فکر میکنم بودن کنار آدمهای اصراری خستهکننده است.
He can be a bit pushy when he's trying to meet a deadline.
وقتی سعی میکند ضربالاجل را رعایت کند، کمی اصراری میشود.
The pushy attitude of the interviewee turned off the hiring manager.
حرف و عمل اصراری متقاضی، مدیر استخدام را دلزده کرد.
I don't respond well to pushy tactics.
من به خوبی به تاکتیکهای اصراری پاسخ نمیدهم.
However, their campaign risks coming across as being pushy and overprotective.
با این حال، خطر دارد که کمپین آنها به عنوان تهاجمی و بیش از حد محافظهکارانه جلوه کند.
منبع: 2017-2020 Real Exam Questions for Postgraduate Entrance Examination English INo, which is why he's getting pushy.
نه، به همین دلیل است که او دارد تهاجمی میشود.
منبع: Lost Girl Season 2It looks too pushy, too forward.
خیلی تهاجمی و خیلی پیشرو به نظر میرسد.
منبع: Big City, Small World - English Radio Drama (British Accent)People are very pushy socially in New York, but they don't wave a flag.
در نیویورک، مردم از نظر اجتماعی بسیار تهاجمی هستند، اما پرچم دست نمیگیرند.
منبع: We all dressed up for Bill.'Pushy' means to be very determined to get what you want.
'تهاجمی' به معنای بسیار مصمم بودن برای به دست آوردن خواستههایتان است.
منبع: BBC Authentic EnglishTo many people, it was another example of pushy government overreach.
برای بسیاری از مردم، این نمونه دیگری از دخالت بیش از حد دولت تهاجمی بود.
منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American October 2021 CompilationThe health-care bill included tons of favours for the pushy.
قانون مراقبتهای بهداشتی شامل امتیازات زیادی برای افراد تهاجمی بود.
منبع: The Economist - ComprehensiveI've been too pushy. Oh, please don't take it out on M.J.
من خیلی تهاجمی بودم. اوه، لطفا آن را به M.J. نگیرید.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5I don't want to be pushy, but you've never done pharmaceutical sales before.
من نمیخواهم تهاجمی باشم، اما شما تا به حال فروش دارویی انجام ندادهاید.
منبع: The Big Bang Theory Season 8" If you have time, " I added, not wishing to be pushy this time.
" اگر وقت دارید،" اضافه کردم، این بار نمیخواستم تهاجمی باشم.
منبع: Call Me by Your Nameلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید