quake

[ایالات متحده]/kweɪk/
[بریتانیا]/kweɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. لرزیدن، ارتعاش کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

earthquake

زلزله

جملات نمونه

She quaked with fright.

او از ترس می‌لرزید.

The ground quaked under his feet.

زمین زیر پای او می‌لرزید.

And this ten-thousandfold cosmos shivered &quivered &quaked,

و این جهان هستی ده هزار برابر لرزید، ویبره کرد و به لرزه افتاد.

The earthquake caused buildings to quake.

زلزله باعث لرزش ساختمان‌ها شد.

The news of the quake spread quickly through the town.

خبر زلزله به سرعت در شهر پخش شد.

She felt her heart quake with fear.

او احساس کرد که قلبش از ترس می‌لرزد.

The aftershocks continued to quake the region.

زلزله‌های پس‌لرزه همچنان باعث لرزش منطقه می‌شدند.

The thought of failing made her knees quake.

فکر شکستن باعث لرزش زانوهای او شد.

The sudden quake startled the birds into flight.

زلزله ناگهانی باعث ترسیدن پرندگان و پرواز آنها شد.

The quake left a trail of destruction in its wake.

زلزله یک مسیر ویرانی از خود به جا گذاشت.

The quake was so powerful that it could be felt miles away.

زلزله بسیار قدرتمند بود که می‌توانست کیلومترها دورتر احساس شود.

The ground began to quake as the volcano erupted.

همانطور که آتشفشان فوران کرد، زمین شروع به لرزیدن کرد.

The quake rattled windows and doors in the neighborhood.

زلزله باعث لرزش پنجره‌ها و درهای محله شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید