react

[ایالات متحده]/riˈækt/
[بریتانیا]/riˈækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. پاسخ دادن; تأثیر گذاشتن; مقاومت کردن
vt. باعث تعامل شدن; باعث یک واکنش شیمیایی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

react quickly

واکنش سریع نشان دادن

overreact

واکنش نشان دادن اغراق‌آمیز

react emotionally

واکنش احساسی نشان دادن

react with anger

با خشم واکنش نشان دادن

react defensively

به صورت تدافعی واکنش نشان دادن

react positively

به صورت مثبت واکنش نشان دادن

react instinctively

به صورت غریزی واکنش نشان دادن

react to criticism

واکنش به انتقاد نشان دادن

react on

واکنش به

react against

واکنش علیه

جملات نمونه

The eye reacts to light.

چشم به نور واکنش نشان می‌دهد.

The eye reacts to the light.

چشم به نور واکنش نشان می‌دهد.

Methane reacts with hydroxyl to produce formaldehyde.

متان با هیدروکسیل واکنش داده تا فرمالدهید تولید کند.

An acid can react with a base to form a salt.

یک اسید می‌تواند با یک باز واکنش داده و نمک تولید کند.

How did your mother react to the news? She reacted by getting very angry.

مادر شما در برابر این خبر چه واکنشی نشان داد؟ او با عصبانیت شدید واکنش نشان داد.

The police must be able to react swiftly in an emergency.

پلیس باید بتواند به سرعت در صورت بروز اضطرار واکنش نشان دهد.

they reacted against the elite art music of their time.

آنها با موسیقی هنری نخبه‌پسند زمان خود مخالفت کردند.

the sulphur in the coal reacts with the limestone during combustion.

گوگرد موجود در زغال سنگ در هنگام احتراق با سنگ آهک واکنش می دهد.

he reacts with intense, unschooled emotion.

او با احساسات شدید و غیرمتعلمانه واکنش نشان می‌دهد.

The audience reacted readily to his speech.

مخاطبان به راحتی به سخنرانی او واکنش نشان دادند.

reacted strongly to the sarcastic tone of the memorandum.

به شدت به لحن طعنه‌آمیز یادداشت واکنش نشان دادند.

composers who reacted against romanticism.

آهنگسازانی که با رمانتیسم مخالفت کردند.

It reacts violently with oxygen difluoride and barium peroxide.

این ماده به شدت با دی‌فلوئورید اکسیژن و پر اکسید باریم واکنش می‌دهد.

She didn't look up or react in any way.

او نگاه نکرد یا به هیچ وجه واکنش نشان نداد.

Unkindness often reacts on the unkind person.

بی‌مهری اغلب بر فرد بی‌مهربان تأثیر می‌گذارد.

How do acids react on metals?

اسیدها با فلزات چگونه واکنش نشان می‌دهند؟

How did he react to your suggestion?

او به پیشنهاد شما چه واکنشی نشان داد؟

The water was reacting with the ferrous iron in the tank.

آب با آهن فروس در مخزن واکنش می داد.

By gravitation the sun and planets act and react upon one another.

به دلیل جاذبه، خورشید و سیارات بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و واکنش نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید