respond

[ایالات متحده]/rɪˈspɒnd/
[بریتانیا]/rɪˈspɑːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. پاسخ دادن; واکنش نشان دادن; مسئولیت را بر عهده گرفتن
vt. با پاسخ دادن; با جواب دادن
n. آواز خواندن در پاسخ; جواب.

عبارات و ترکیب‌ها

respond with

پاسخ با

respond by

پاسخ از طریق

جملات نمونه

respond the judgement of the court

پاسخ دادن به رأی دادگاه

if he responded positively, they would respond in kind.

اگر او به طور مثبت پاسخ داد، آنها نیز به همین شکل پاسخ خواهند داد.

He was noticeably slow to respond.

او به طور قابل توجهی کند بود در پاسخ دادن.

the capacity to respond swiftly to market changes

ظرفیت پاسخگویی سریع به تغییرات بازار

I responded in like manner.

من نیز به همین شکل پاسخ دادم.

The plane responds well to the controls.

هواپیما به خوبی به کنترل ها پاسخ می دهد.

finally responded outright to the question.

در نهایت به طور آشکار به سؤال پاسخ داد.

will ask leave to respond to the speaker;

خواهد خواست اجازه دهد تا به سخنران پاسخ دهد;

They responded right off the bat.

آنها بلافاصله پاسخ دادند.

I hasten to respond to your invitation.

من عجله می کنم تا به دعوت شما پاسخ دهم.

They responded my joke by laughing.

آنها با خنده به شوخی من پاسخ دادند.

responded with an emphatic “no.”

با یک "نه" قاطع پاسخ داد.

The teams responded magnificently to the challenge.

تیم ها به طرز چشمگیری به چالش پاسخ دادند.

his bounden duty to respond to the call for help.

وظیفه محتم برای پاسخ به درخواست کمک.

responded to the insult with gracious humor.

با شوخ‌طبعی باوقار به توهین پاسخ داد.

he responds to her enthusiasm with downbeat bemusement.

او در پاسخ به اشتیاق او، با تعجب و بی‌انگیزگی پاسخ می‌دهد.

my spade hit something solid that wouldn't respond to leverage.

بیل من به چیزی سخت برخورد کرد که به اهرم پاسخ نمی داد.

a President who responded to the tough questions with quips.

رئیس جمهوری که به سوالات سخت با نقل قول ها پاسخ می داد.

you should remain calm and not respond to provocation.

شما باید آرام بمانید و به تحریک پاسخ ندهید.

نمونه‌های واقعی

The White House did not immediately respond to a request for comment.

کاخ سفید بلافاصله به درخواست اظهار نظر پاسخ نداد.

منبع: VOA Special May 2018 Collection

Follow my prompts to respond and correct my misunderstanding.

برای پاسخ دادن و رفع سوء تفاهم من، دستورالعمل‌های من را دنبال کنید.

منبع: Jennifer American English Pronunciation and Intonation Class

Tell us about how Kevin Spacey responded.

به ما بگویید که کوین اسپیسی چگونه پاسخ داد.

منبع: NPR News October 2017 Collection

So how did you respond to that?

پس شما چگونه به آن پاسخ دادید؟

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

But Russian authorities have not responded favorably.

اما مقامات روسیه به طور مطلوب پاسخ نداده اند.

منبع: VOA Daily Standard January 2022 Collection

Well, how have immigrant advocates responded?

خب، مدافعان مهاجر چگونه پاسخ داده اند؟

منبع: NPR News Summary May 2018 Collection

In seconds, they decide whether to respond.

در عرض چند ثانیه، آنها تصمیم می گیرند که آیا پاسخ دهند یا خیر.

منبع: VOA Standard February 2013 Collection

If this happens, how do you respond?

اگر این اتفاق بیفتد، شما چگونه پاسخ می دهید؟

منبع: Dad takes you to learn vocabulary.

But your digestive tract doesn't respond to all carbohydrates the same.

اما دستگاه گوارش شما به همه کربوهیدرات ها به یک شکل پاسخ نمی دهد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

But how did Republicans respond to this address?

اما جمهوری خواهان چگونه به این سخنرانی پاسخ دادند؟

منبع: NPR News September 2022 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید