counteract

[ایالات متحده]/ˌkaʊntərˈækt/
[بریتانیا]/ˌkaʊntərˈækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

مقابله کردن
vt. مخالفت کردن; بی‌اثر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

counteract the effect

مهار اثر

counteract the impact

مهار تاثیر

counteract the influence

مهار نفوذ

جملات نمونه

counteract a man's influence

مهار یا خنثی کردن تأثیر یک مرد

This drug should counteract the poison.

این دارو باید اثرات سم را خنثی کند.

The drug counteracts the effects of the poison.

این دارو اثرات سم را خنثی می کند.

the weight counteracts the tyre's tendency to side-slip.

وزن از تمایل لاستیک به لغزش جانبی جلوگیری می کند.

The doctor gave him some medicine to counteract the effect of the poison.

پزشک دارویی به او داد تا اثرات سم را خنثی کند.

should we deliberately intervene in the climate system to counteract global warming?.

آیا باید به طور عمدی در سیستم آب و هوایی دخالت کنیم تا گرمایش جهانی را خنثی کنیم؟

The prime minister addressed the nation in an effort to counteract the damage the scandal had done to his credibility.

نخست وزیر برای جبران خساراتی که رسوایی به اعتبار او وارد کرده بود، به ملت خطاب کرد.

The contribution of groyne height reduction to counteracting unwanted erosion is then considered a favourable incidental circumstance.

سهم کاهش ارتفاع گراون در مقابله با فرسایش ناخواسته سپس به عنوان یک مورد تصادفی مطلوب در نظر گرفته می شود.

For the reason why optical activity of mesomer is counteracted classical answer was not convincing.

به دلیل اینکه فعالیت اپتیکی مزومر خنثی می شود، پاسخ کلاسیک قانع کننده نبود.

It consists of a carefully constructed aluminum frame to counteract false vibrations with a screen or cloth overcover that is the surface on which the separation takes place.

این شامل یک قاب آلومینیومی به دقت طراحی شده برای خنثی کردن ارتعاشات کاذب با یک صفحه یا روکش پارچه ای است که سطح انجام جداسازی است.

For the reason why optical activity of mesomer is counteracted classical answer was not convincing. By use of the helix theory and stable staggered conformation answer can be obtained.

به دلیل اینکه فعالیت اپتیکی مزومر با پاسخ کلاسیک مقابله می‌شود، قانع‌کننده نبود. با استفاده از نظریه مارپیچ و آرایش نامنظم پایدار، می‌توان به پاسخ رسید.

Tea can speedily absorded and oxidated in humans' bodies, and then to produce the high concentration alkalescence metabolin thus being able to counteract the acid base metabolin in blood betimes.

چای می تواند به سرعت در بدن انسان جذب و اکسید شود و سپس متابولیسم قلیایی با غلظت بالا تولید کند و در نتیجه بتواند متابولیسم اسید و باز در خون را به سرعت خنثی کند.

At last, it was buffeted by the ruin of Prussian monarchism, then attached itself to the right-wing conservative group, which further led to its incompetence to counteract Nazi's rule.

در نهایت، تحت تأثیر فروپاشی سلطنت پروس قرار گرفت، سپس به گروه محافظه کاران راست گرایش پیدا کرد که منجر به ناتوانی آن در مقابله با حکومت نازی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید