rend a contract
بستن قرارداد
rend one's heart
به هم زدن قلب
rend sb. with scorn
با تحقیر، کسی را جدا کردن
render a play into English
اجرای یک نمایش به زبان انگلیسی
They will render blow for blow.
آنها ضربه در برابر ضربه پاسخ خواهند داد.
render a contract null and void.
ابطال قرارداد
tales that rend the heart.
داستانهایی که قلب را میدرد.
Erroe in In it Renderer().
اشتباه در Renderer().
We can render down this fat.
ما میتوانیم این چربی را رنده کنیم.
She was rending her hair out in anger.
او با خشم موهایش را میکشید.
permitting divorce would render every marriage dissoluble.
اجازه دادن به طلاق باعث میشود هر پیوند زناشویی غیرقابل حل شود.
snapping teeth that would rend human flesh to shreds.
دندانهایی که گوشت انسان را به تیکه تیکه میکردند.
the speculation and confusion which was rending the civilized world.
گمانهزنیها و سردرگمی که دنیای متمدن را از هم میگساند.
he will render up his immortal soul.
او روح جاودانه خود را تقدیم خواهد کرد.
render thanks; rendered homage.
تشکر کردن؛ ادای احترام.
He had to render an apology for his rudeness.
او مجبور شد برای بی احترامی خود عذرخواهی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید