rending

[ایالات متحده]/ˈrɛndɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɛndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری rend; پاره کردن; به دلیل خشم یا درد جدا کردن; با صدا سوراخ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rending pain

درد شدید

rending sound

صدای خراش‌دار

rending tears

اشک‌های بی‌امان

rending grief

غم عمیق

rending fabric

پارچه پاره‌پاره

rending silence

سکوت گوش‌خراش

rending wind

باد وحشتناک

rending heart

قلب شکسته

rending scream

جیغ گوش‌خراش

rending earth

زمین متلاطم

جملات نمونه

the storm was rending the trees apart.

طوفان باعث جدا شدن درختان می‌شد.

her rending cry echoed through the night.

فریاد دردناک او در طول شب طنین انداز شد.

the fabric was rending under the pressure.

پارچه زیر فشار پاره می‌شد.

he felt a rending pain in his chest.

او یک درد شدید در قفسه سینه خود احساس کرد.

the rending of the paper startled everyone.

پاره شدن کاغذ باعث تعجب همه شد.

rending the envelope, she found a letter inside.

با پاره کردن پاکت، او نامه‌ای در داخل آن پیدا کرد.

the artist's rending of emotions was palpable.

بازنمایی احساسات هنرمند بسیار ملموس بود.

rending apart their friendship was not easy.

جداسازی دوستی آنها آسان نبود.

the rending of the fabric revealed the hidden design.

پاره شدن پارچه طرح پنهان را آشکار کرد.

he experienced a rending conflict between his desires.

او یک تضاد شدید بین خواسته های خود تجربه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید