cleaving to tradition
چسبیدن به سنت
cleaving wood
شکستن چوب
cleaving sharply
به طور تند و تیز
cleaving together
چسبیدن به هم
cleaving a path
ایجاد کردن یک مسیر
cleaved in two
به دو نیم تقسیم شده
cleaving stone
شکستن سنگ
cleaving through
عبور کردن از طریق
cleaving earth
شکستن زمین
cleaving deeply
به طور عمیق
the lumberjack was cleaving wood with his axe.
چوببَر با تبرش مشغول شکستن چوب بود.
the ship was cleaving through the waves.
کشتی در حال پیشروی در میان امواج بود.
he was cleaving to tradition and refusing to change.
او به سنتها پایبند بود و از تغییر امتناع میکرد.
the politician was cleaving the party into factions.
سیاستمدار حزب را به جناحها تقسیم میکرد.
the knife was cleaving through the tomato with ease.
چاقو به راحتی از میان گوجهفرنگی عبور میکرد.
she was cleaving to her principles despite the pressure.
او با وجود فشارها به اصول خود پایبند بود.
the glacier was cleaving a path through the mountains.
گِلِسیِر مسیری را در میان کوهها باز میکرد.
he was cleaving a new route through the jungle.
او یک مسیر جدید را از میان جنگل باز میکرد.
the company was cleaving to its original business model.
شرکت به مدل کسب و کار اصلی خود پایبند بود.
the ice floe was cleaving the ocean surface.
تکههای یخ سطح اقیانوس را شکافته بودند.
the sculptor was cleaving stone to create the statue.
مجسمهساز برای ساختن مجسمه سنگ را میشکافت.
cleaving to tradition
چسبیدن به سنت
cleaving wood
شکستن چوب
cleaving sharply
به طور تند و تیز
cleaving together
چسبیدن به هم
cleaving a path
ایجاد کردن یک مسیر
cleaved in two
به دو نیم تقسیم شده
cleaving stone
شکستن سنگ
cleaving through
عبور کردن از طریق
cleaving earth
شکستن زمین
cleaving deeply
به طور عمیق
the lumberjack was cleaving wood with his axe.
چوببَر با تبرش مشغول شکستن چوب بود.
the ship was cleaving through the waves.
کشتی در حال پیشروی در میان امواج بود.
he was cleaving to tradition and refusing to change.
او به سنتها پایبند بود و از تغییر امتناع میکرد.
the politician was cleaving the party into factions.
سیاستمدار حزب را به جناحها تقسیم میکرد.
the knife was cleaving through the tomato with ease.
چاقو به راحتی از میان گوجهفرنگی عبور میکرد.
she was cleaving to her principles despite the pressure.
او با وجود فشارها به اصول خود پایبند بود.
the glacier was cleaving a path through the mountains.
گِلِسیِر مسیری را در میان کوهها باز میکرد.
he was cleaving a new route through the jungle.
او یک مسیر جدید را از میان جنگل باز میکرد.
the company was cleaving to its original business model.
شرکت به مدل کسب و کار اصلی خود پایبند بود.
the ice floe was cleaving the ocean surface.
تکههای یخ سطح اقیانوس را شکافته بودند.
the sculptor was cleaving stone to create the statue.
مجسمهساز برای ساختن مجسمه سنگ را میشکافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید