rupturing

[ایالات متحده]/ˈrʌptʃərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrʌptʃərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شکستن یا ترکیدن؛ باعث پارگی بافت‌های داخلی؛ باعث تخریب یک رابطه دوستانه

عبارات و ترکیب‌ها

rupturing pressure

فشار پارگی

rupturing membrane

غشای پارگی

rupturing vessel

پارگی رگ

rupturing sound

صدای پارگی

rupturing tissue

پارگی بافت

rupturing effect

اثر پارگی

rupturing force

نیروی پارگی

rupturing event

رویداد پارگی

rupturing phenomenon

پدیده‌ی پارگی

rupturing process

فرآیند پارگی

جملات نمونه

the doctor warned about the risks of rupturing a blood vessel.

پزشک در مورد خطرات پارگی یک رگ خونی هشدار داد.

rupturing the membrane can lead to complications during childbirth.

پارگی غشا می‌تواند منجر به عوارض در هنگام زایمان شود.

he suffered from rupturing his achilles tendon while playing basketball.

او در حین بازی بسکتبال دچار پارگی تاندون آشیل شد.

the earthquake caused the ground to rupture, creating fissures.

زلزله باعث پارگی زمین و ایجاد شکاف شد.

rupturing the eardrum can result in hearing loss.

پارگی پرده گوش می‌تواند منجر به از دست دادن شنوایی شود.

they were concerned about the possibility of rupturing a cyst.

آنها نگران احتمال پارگی کیست بودند.

rupturing the fabric of trust can damage relationships.

پارگی بافت اعتماد می‌تواند به روابط آسیب برساند.

he was careful not to risk rupturing the delicate balloon.

او مراقب بود تا خطر پارگی بالن ظریف را به خطر نیندازد.

the technician explained the dangers of rupturing the gas line.

تکنسین خطرات پارگی خط گاز را توضیح داد.

rupturing a ligament can lead to severe pain and instability.

پارگی رباط می‌تواند منجر به درد شدید و بی‌ثباتی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید