guard

[ایالات متحده]/ɡɑːd/
[بریتانیا]/ɡɑːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. محافظت کردن؛ کنترل کردن
n. هوشیاری، نگهبان، مدافع، وضعیت دفاعی.

عبارات و ترکیب‌ها

security guard

نگهبان

bodyguard

نگهبان

lifeguard

نجاتگر

coast guard

گارد ساحلی

prison guard

نگهبان زندان

guard against

محافظت در برابر

on guard

حواشی

mount guard

حفظ از پاسگاه

point guard

محکمه‌ساز

off guard

غافلگیر

national guard

گارد ملی

guard against theft

محافظت در برابر سرقت

old guard

نگهبانان قدیمی

shooting guard

مدافع شوت زن

on guard against

حواشی در برابر

safe guard

محافظت ایمن

keep guard

حفظ

guard a pass

حفظ از گذرگاه

guard dog

سگ نگهبان

rear guard

گارد پشتی

guard of honor

نگهبان افتخاری

guard rail

نرده حفاظتی

جملات نمونه

station a guard at the gate

قرار دادن یک نگهبان در دروازه

review guard of honour

بازبینی نگهبان افتخاری

Guard what you say.

مراقب آنچه می گویی باشید.

a guard against tooth decay.

یک محافظ در برابر پوسیدگی دندان.

plant guards at the entrance

قرار دادن نگهبانان در ورودی

Be on your guard against pickpockets.

در برابر دزدان مراقب باشید.

guard against sectarian tendencies

در برابر گرایش های طایفه ای مراقب باشید.

A guard is made of eight soldiers.

یک نگهبان از هشت سرباز تشکیل شده است.

Be on your guard against thieves.

در برابر دزدان مراقب باشید.

Stalwart policemen stood guard outside.

سردمندان پلیس در خارج از ساختمان نگهبانی می کردند.

There are guards at the door to keep out the undesirables.

دروازه نگهبانانی دارد تا افراد نامناسب را بیرون کند.

he shot a guard in the leg with a twelve-bore.

او با یک اسلحه گلوله سوراخی، نگهبانی را در پا زد.

we must be on guard against such temptation.

ما باید در برابر چنین وسوسه ای مراقب باشیم.

a guard was posted at the entrance.

یک نگهبان در ورودی مستقر شد.

نمونه‌های واقعی

Guard dog to guard the hot dogs? I don't think so.

سگ نگهبان برای محافظت از هات داگ ها؟ فکر نمی کنم.

منبع: The story of Hachiko the loyal dog.

That's where the Coast Guard comes in.

اینجاست که تفنگداران دریایی وارد می شوند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Needless to say, it is heavily guarded.

بدون شک، به شدت محافظت می شود.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

She was able to forgive the former guard.

او توانست نگهبان سابق را ببخشد.

منبع: Women Who Changed the World

So the little green boxes are tree guards.

بنابراین جعبه های سبز کوچک محافظ درخت هستند.

منبع: Lonely Planet Travel Guide

Security guard, gardener, cook, maid, private nurse.

نگهبان امنیتی، باغبان، آشپز، خدمتکار، پرستار خصوصی.

منبع: Sherlock Holmes Detailed Explanation

Movie where Ashton Kutcher is a coast guard.

فیلمی که اشتون کوچر در آن تفنگدار دریایی است.

منبع: Connection Magazine

How do you statistically measure an offensive guard?

چگونه می توان به طور آماری یک نگهبان تهاجمی را اندازه گیری کرد؟

منبع: Connection Magazine

Gideon Matua is a security guard in Uganda.

گیدئون متوا یک نگهبان امنیتی در اوگاندا است.

منبع: VOA Special English: World

Did what I wanted. It lowered his guard.

همانطور که می خواستم انجام داد. باعث شد او مراقبت کند.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید