social seclusiveness
انزوا اجتماعی
seclusiveness of nature
انزوا در طبیعت
cultural seclusiveness
انزوا فرهنگی
seclusiveness in living
انزوا در زندگی
seclusiveness of thoughts
انزوا در افکار
emotional seclusiveness
انزوا عاطفی
seclusiveness of space
انزوا در فضا
seclusiveness in art
انزوا در هنر
seclusiveness of community
انزوا در جامعه
personal seclusiveness
انزوا شخصی
the seclusiveness of the island made it a perfect getaway.
جزیره ایزوله، آن را به یک مکان فرار عالی تبدیل کرد.
his seclusiveness often led to misunderstandings with his friends.
منزوی بودن او اغلب منجر به سوء تفاهم با دوستانش می شد.
the seclusiveness of the retreat offered peace and tranquility.
منزوی بودن محل استراحت، آرامش و آسایش را به ارمغان آورد.
she appreciated the seclusiveness of her garden.
او از منزوی بودن باغ خود قدردانی می کرد.
seclusiveness can sometimes be a double-edged sword.
منزوی بودن گاهی اوقات می تواند یک شمشیر دولبه ای باشد.
the seclusiveness of the area attracted many artists.
منزوی بودن منطقه بسیاری از هنرمندان را جذب کرد.
his seclusiveness was a choice to protect his privacy.
منزوی بودن او تصمیمی برای محافظت از حریم خصوصی اش بود.
many people seek the seclusiveness of nature to recharge.
بسیاری از مردم به دنبال منزوی بودن طبیعت برای تجدید قوا هستند.
seclusiveness can enhance creativity in solitude.
منزوی بودن می تواند خلاقیت را در تنهایی افزایش دهد.
the seclusiveness of the library made it an ideal study spot.
منزوی بودن کتابخانه آن را به یک مکان مطالعه ایده آل تبدیل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید