openness

[ایالات متحده]/'əupənnis/
[بریتانیا]/ˈopənnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسعت؛ صمیمیت؛ سخاوت

جملات نمونه

He demonstrated an openness to change.

او انعطاف‌پذیری نسبت به تغییرات را نشان داد.

her openness about her marital problems

صراحت او در مورد مشکلات زناشویی‌اش

He spread his palms in a gesture of openness.

او کف دست‌های خود را به نشانهٔ صمیمیت باز کرد.

his openness had been overlaid by his new self-confidence.

صمیمیت او با اعتماد به نفس جدیدش پوشانده شده بود.

the term ‘modern science’ usually connotes a complete openness to empirical testing.

اصطلاح «علم مدرن» معمولاً نشان دهنده تمایل کامل به آزمایش تجربی است.

the translating clears up its complexity, ambiguity and openness the second is the linguistic form of Guanju is untranslatable;

ترجمه ابهام، پیچیدگی و باز بودن آن را برطرف می‌کند، دوم این است که فرم زبانی Guanju غیرقابل ترجمه است.

His classic boyish looks seemed to proclaim his good humour and openness.

ظاهر پسرانه و کلاسیک او به نظر می رسید که خوش اخلاقی و صمیمیت او را اعلام می کند.

It expresses their rootedness and collective memory, and preserves their future by encouraging development and openness towards others – an element essential for the construction of peace.

این امر ریشه‌های آن‌ها، خاطرات جمعی آن‌ها را نشان می‌دهد و با تشویق به توسعه و باز بودن به دیگران، آینده آن‌ها را حفظ می‌کند - عنصری ضروری برای ایجاد صلح.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید