data cleanup
پاکسازی داده
cleanup crew
گروه نظافت
cleanup operation
عملیات پاکسازی
cleanup project
پروژه پاکسازی
cleanup process
فرآیند پاکسازی
cleanup effort
تلاش پاکسازی
cleanup initiative
ابتکار پاکسازی
cleanup task
وظیفه پاکسازی
cleanup day
روز پاکسازی
cleanup rules
قوانین پاکسازی
we need to schedule a cleanup of the park.
ما باید زمانبندی برای پاکسازی پارک انجام دهیم.
the cleanup crew arrived early in the morning.
گروه پاکسازی صبح زود رسید.
after the event, a thorough cleanup was necessary.
پس از رویداد، یک پاکسازی کامل ضروری بود.
let's organize a community cleanup this weekend.
بیایید این آخر هفته یک پاکسازی عمومی سازماندهی کنیم.
the cleanup process took longer than expected.
فرآیند پاکسازی بیشتر از حد انتظار طول کشید.
they hired professionals for the cleanup job.
آنها برای انجام کار پاکسازی، افراد متخصص استخدام کردند.
cleanup efforts are essential after a natural disaster.
تلاشهای پاکسازی پس از یک فاجعه طبیعی ضروری هستند.
we should all participate in the beach cleanup.
ما همه باید در پاکسازی ساحل شرکت کنیم.
the city organized a large-scale cleanup initiative.
شهر یک طرح پاکسازی در مقیاس بزرگ سازماندهی کرد.
cleanup operations were conducted after the storm.
عملیات پاکسازی پس از طوفان انجام شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید