shoved aside
کنار زده شد
shoved away
دور زده شد
shoved down
به پایین رانده شد
shoved in
وارد شد
shoved out
بیرون رانده شد
shoved back
پس رانده شد
shoved forward
به جلو رانده شد
shoved through
از میان رانده شد
shoved together
در کنار هم رانده شد
shoved around
در اطراف رانده شد
he shoved the door open with all his strength.
او با تمام قدرت در را با شدت باز کرد.
she shoved her way through the crowd to reach the front.
او برای رسیدن به جلو، خود را از میان جمعیت عبور داد.
the teacher shoved the papers into the drawer.
معلم کاغذها را داخل کشو انداخت.
he shoved the ball to his teammate during the game.
او در طول بازی توپ را به هم تیمی خود هل داد.
they shoved their luggage into the trunk of the car.
آنها چمدان های خود را به صندوق عقب ماشین هل دادند.
she shoved her phone into her pocket before leaving.
او قبل از رفتن گوشی خود را در جیبش گذاشت.
the kids shoved each other playfully in the yard.
بچه ها به طور بازیگانه یکدیگر را در حیاط هل دادند.
he shoved the chair aside to make space.
او صندلی را کنار زد تا فضا ایجاد کند.
she shoved the last piece of cake into her mouth.
او آخرین تکه کیک را در دهان خود گذاشت.
he shoved his hands in his pockets to keep warm.
او دست های خود را در جیب هایش کرد تا گرم بماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید