taking a napping
خوابیدن کوتاه
afternoon napping
خوابیدن بعد از ظهر
short napping
خوابیدن کوتاه
power napping
خوابیدن سریع
napping time
زمان خوابیدن
frequent napping
خوابیدن مکرر
napping habit
عادت خوابیدن
napping schedule
برنامه خوابیدن
napping session
جلسه خوابیدن
evening napping
خوابیدن عصر
she enjoys napping in the afternoon.
او از چرت زدن بعد از ظهر لذت می برد.
napping can improve your productivity.
خوابیدن می تواند بهره وری شما را بهبود بخشد.
he took a quick nap before dinner.
او قبل از شام یک چرت کوتاه گرفت.
napping helps to recharge your energy.
خوابیدن به شما کمک می کند تا انرژی خود را بازیابی کنید.
she often feels refreshed after a short nap.
او اغلب بعد از یک چرت کوتاه احساس تازگی می کند.
many people find napping beneficial for their health.
بسیاری از مردم چرت زدن را برای سلامتی خود مفید می دانند.
he set an alarm to avoid oversleeping his nap.
او برای جلوگیری از خوابیدن بیش از حد در حین چرت خود، آلارم تنظیم کرد.
napping is a great way to relieve stress.
خوابیدن راهی عالی برای کاهش استرس است.
she prefers napping on the couch.
او ترجیح می دهد روی مبل چرت بزند.
after a long journey, napping is essential.
بعد از یک سفر طولانی، چرت زدن ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید