dozing off
در حال نیمهخواب
dozing cat
گربه در حال نیمهخواب
dozing driver
راننده در حال نیمهخواب
dozing child
کودک در حال نیمهخواب
dozing away
نیمهخوابیدن
dozing quietly
به آرامی نیمهخواب
dozing moment
لحظه نیمهخواب
dozing peacefully
به آرامش نیمهخواب
dozing on
در حال نیمهخواب بودن
dozing session
جلسه نیمهخواب
he was dozing on the couch during the movie.
او در حین تماشای فیلم روی مبل به خواب رفته بود.
she caught him dozing off in the meeting.
او متوجه شد که او در حال چرت زدن در جلسه است.
the cat was dozing peacefully in the sun.
گربه به آرامی در آفتاب به خواب رفته بود.
i often find myself dozing while reading.
من اغلب در حین مطالعه احساس می کنم که چرت می زنم.
he was dozing lightly, unaware of his surroundings.
او به آرامی چرت می زد و از محیط اطراف خود آگاه نبود.
dozing off during class is a common problem.
چرت زدن در کلاس یک مشکل رایج است.
after lunch, many employees were dozing at their desks.
بعد از ناهار، بسیاری از کارمندان در پشت میز خود به خواب رفته بودند.
the child was dozing in her mother's arms.
کودک در بازوهای مادرش به خواب رفته بود.
he realized he had been dozing for over an hour.
او متوجه شد که بیش از یک ساعت به خواب رفته است.
dozing off can lead to missing important information.
چرت زدن می تواند منجر به از دست دادن اطلاعات مهم شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید