dozing

[ایالات متحده]/ˈdəʊ.zɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdoʊ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل خواب سبک؛ در خواب سبک بودن

عبارات و ترکیب‌ها

dozing off

در حال نیمه‌خواب

dozing cat

گربه در حال نیمه‌خواب

dozing driver

راننده در حال نیمه‌خواب

dozing child

کودک در حال نیمه‌خواب

dozing away

نیمه‌خوابیدن

dozing quietly

به آرامی نیمه‌خواب

dozing moment

لحظه نیمه‌خواب

dozing peacefully

به آرامش نیمه‌خواب

dozing on

در حال نیمه‌خواب بودن

dozing session

جلسه نیمه‌خواب

جملات نمونه

he was dozing on the couch during the movie.

او در حین تماشای فیلم روی مبل به خواب رفته بود.

she caught him dozing off in the meeting.

او متوجه شد که او در حال چرت زدن در جلسه است.

the cat was dozing peacefully in the sun.

گربه به آرامی در آفتاب به خواب رفته بود.

i often find myself dozing while reading.

من اغلب در حین مطالعه احساس می کنم که چرت می زنم.

he was dozing lightly, unaware of his surroundings.

او به آرامی چرت می زد و از محیط اطراف خود آگاه نبود.

dozing off during class is a common problem.

چرت زدن در کلاس یک مشکل رایج است.

after lunch, many employees were dozing at their desks.

بعد از ناهار، بسیاری از کارمندان در پشت میز خود به خواب رفته بودند.

the child was dozing in her mother's arms.

کودک در بازوهای مادرش به خواب رفته بود.

he realized he had been dozing for over an hour.

او متوجه شد که بیش از یک ساعت به خواب رفته است.

dozing off can lead to missing important information.

چرت زدن می تواند منجر به از دست دادن اطلاعات مهم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید