slips

[ایالات متحده]/[slɪps]/
[بریتانیا]/[slɪps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه ای مقوا یا کاغذ برای بستن درب؛ از دست دادن ناگهانی تعادل و نزدیک به افتادن؛ اشتباه یا خطا؛ تکه کوچک کاغذ یا مقوا به عنوان رسید یا کوپن.
v. از دست دادن تعادل و نزدیک به افتادن؛ مرتکب شدن اشتباه یا خطا؛ سر خوردن یا لغزش.

عبارات و ترکیب‌ها

slips and falls

Persian_translation

slips of the tongue

Persian_translation

paper slips

Persian_translation

slips up

Persian_translation

slipping through

Persian_translation

slips away

Persian_translation

slips of paper

Persian_translation

slipped on

Persian_translation

slipping down

Persian_translation

جملات نمونه

i slipped on the ice and fell.

من روی یخ لیز خوردم و افتادم.

she slipped him a note during class.

او یک یادداشت را در طول کلاس به او داد.

don't let your tongue slip and reveal the surprise.

نگذارید زبان شما بلغزد و غافلگیری را فاش کند.

he slipped out of the room unnoticed.

او بدون اینکه کسی متوجه شود از اتاق خارج شد.

the company slipped into debt last year.

شرکت سال گذشته به بدهی کشیده شد.

the key slipped from my fingers.

کلید از دست من لیز خورد.

the deadline slipped past without any action.

مهلت مقرر بدون هیچ اقدامی گذشت.

he slipped her a business card.

او کارت ویزیت را به او داد.

the rope slipped through his hands.

طناب از دست او لیز خورد.

my memory slips sometimes, but i remember most things.

حافظه من گاهی اوقات کم می شود، اما بیشتر چیزها را به خاطر می آورم.

the stock market slipped slightly today.

بازار سهام امروز کمی کاهش یافت.

she slipped into a comfortable chair.

او به یک صندلی راحت سر خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید