glides

[ایالات متحده]/ɡlaɪdz/
[بریتانیا]/ɡlaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل سر خوردن یا حرکت به آرامی
v. به آرامی و بدون زحمت حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

time glides

زمان می‌گذرد

smoothly glides

به طور روان می‌لغزد

gracefully glides

به طور ظریف می‌لغزد

freely glides

به طور آزادانه می‌لغزد

lightly glides

به آرامی می‌لغزد

gently glides

به ملایمت می‌لغزد

easily glides

به راحتی می‌لغزد

swiftly glides

به سرعت می‌لغزد

silently glides

به طور بی‌صدا می‌لغزد

smooth glides

صاف می‌لغزد

جملات نمونه

the bird glides gracefully through the sky.

پرنده با ظرافت در آسمان شناور است.

she glides across the ice like a pro.

او مانند یک حرفه‌ای روی یخ سر می‌خورد.

the skater glides effortlessly during the performance.

اسکیت‌باز به راحتی در طول اجرا سر می‌خورد.

the boat glides smoothly over the water.

قایق به طور روان روی آب شناور است.

he glides into the room without making a sound.

او بدون ایجاد صدا وارد اتاق می‌شود.

the dancer glides across the stage with elegance.

رقصنده با ظرافت روی صحنه سر می‌خورد.

the eagle glides high above the mountains.

بالاخره، عقاب در ارتفاع بالا بالای کوه‌ها شناور است.

she glides through the crowd with ease.

او به راحتی از میان جمعیت عبور می‌کند.

the car glides down the highway effortlessly.

ماشین به راحتی در بزرگراه پایین می‌رود.

the figure skater glides into a perfect spin.

اسکیت‌باز نمایشی به یک چرخش کامل سر می‌خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید