time glides
زمان میگذرد
smoothly glides
به طور روان میلغزد
gracefully glides
به طور ظریف میلغزد
freely glides
به طور آزادانه میلغزد
lightly glides
به آرامی میلغزد
gently glides
به ملایمت میلغزد
easily glides
به راحتی میلغزد
swiftly glides
به سرعت میلغزد
silently glides
به طور بیصدا میلغزد
smooth glides
صاف میلغزد
the bird glides gracefully through the sky.
پرنده با ظرافت در آسمان شناور است.
she glides across the ice like a pro.
او مانند یک حرفهای روی یخ سر میخورد.
the skater glides effortlessly during the performance.
اسکیتباز به راحتی در طول اجرا سر میخورد.
the boat glides smoothly over the water.
قایق به طور روان روی آب شناور است.
he glides into the room without making a sound.
او بدون ایجاد صدا وارد اتاق میشود.
the dancer glides across the stage with elegance.
رقصنده با ظرافت روی صحنه سر میخورد.
the eagle glides high above the mountains.
بالاخره، عقاب در ارتفاع بالا بالای کوهها شناور است.
she glides through the crowd with ease.
او به راحتی از میان جمعیت عبور میکند.
the car glides down the highway effortlessly.
ماشین به راحتی در بزرگراه پایین میرود.
the figure skater glides into a perfect spin.
اسکیتباز نمایشی به یک چرخش کامل سر میخورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید