snap

[ایالات متحده]/snæp/
[بریتانیا]/snæp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ناگهان یا با زور شکستن؛ با صدای تَک شکستن
vi. گاز گرفتن؛ تند صحبت کردن
n. شکستن ناگهانی؛ صدای ترک خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

snap a photo

عکس گرفتن

snap your fingers

انگشتان خود را بکشید

snap a decision

تصمیم بگیرید

in a snap

به راحتی

snap up

بخر

cold snap

سردی ناگهانی

snap at

نیش‌دار

snap out

بیرون بیا

snap out of

بیرون بیا

snap back

بازگشت

snap shot

عکس لحظه ای

snap button

دکمه

snap ring

حلقه فشاری

snap election

انتخابات فوری

جملات نمونه

the snap of the dialogue.

صدای دیالوگ

There is no snap left in him.

دیگر هیچ انرژی‌ای در او باقی نمانده است.

snap down the lid of a box

درب جعبه را محکم ببندید.

snap sb. a sharp reply

پاسخ تند به کسی

Come on! Snap to it!

بیا! سریع عمل کن!

snap at a chance to go to China.

سعی کردید از فرصت رفتن به چین استفاده کنید.

a dog that snaps is given a smart blow.

سگی که گاز می‌گیرد، ضربه هوشمندانه‌ای دریافت می‌کند.

he could call a snap election.

او می‌توانست انتخابات زودهنگام برگزار کند.

not care a snap for sb.'s advice

برای نصیحت کسی ارزش قائل نشدن

A cat snaps a rat's paxwax.

گربه پکسواکس موش را گاز می گیرد.

The new computer program was a snap to learn.

یادگیری برنامه کامپیوتری جدید بسیار آسان بود.

These earrings snap on with special fasteners.

این گوشواره‌ها با بسته‌های ویژه بسته می‌شوند.

These earrings snap on with special fastener.

این گوشواره‌ها با بسته‌ی ویژه بسته می‌شوند.

come on, Fran—snap out of it!.

بیا فران، از این وضعیت بیرون بیا!

the top is secured by snap-lock buckles.

بالا توسط سگک‌های قفل‌دار ایمن شده است.

نمونه‌های واقعی

Well, don't snap at me, Tom. Snap at the rain.

خب، با من اخم نکن، تام. با باران اخم کن.

منبع: Desperate Housewives Season 7

Abe just cruised to victory in an October snap election.

ابی به راحتی در انتخابات سریع اکتبر به پیروزی رسید.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Y'know Before me, there was no snap in his turtle for two years.

می‌دونی، قبل از من، هیچ انعطافی در لاک پشتش به مدت دو سال وجود نداشت.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

No need to snap. Just a question.

نیازی نیست اخم کنی. فقط یک سوال.

منبع: Charlie and the Chocolate Factory

You've all survived the snap and also Hollywood.

شما همه از انتخابات سریع و همچنین هالیوود جان سالم به در برده‌اید.

منبع: Selected Film and Television News

But then it snaps back like a rubber band.

اما سپس مانند یک کش لاستیکی دوباره به حالت اول برمی‌گردد.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

And they store unopened snaps for 30 days.

و آنها اسنپ‌های بازنشده را به مدت 30 روز ذخیره می‌کنند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation December 2013

There's never a break of Cocette not snapping.

هیچ‌وقت کوتس بدون اخم کردن نمی‌ماند.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

Never snap, yell, or be sarcastic with them.

هیچ‌وقت با آنها اخم نکن، فریاد نزن یا طعنه‌آمیز نباش.

منبع: Mad Men

I'm not snapping at you. - You totally snapped.

من با شما اخم نمی‌کنم. - شما کاملاً اخم کردید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید