digital camera
دوربین دیجیتال
camera lens
لنز دوربین
camera shutter
پردهای دوربین
camera flash
فلش دوربین
camera tripod
سه پایه دوربین
ccd camera
دوربین CCD
video camera
دوربین فیلمبرداری
camera calibration
کالیبراسیون دوربین
in camera
درون دوربین
on camera
روی دوربین
infrared camera
دوربین مادون قرمز
television camera
دوربین تلویزیونی
speed camera
دوربین سرعت
high speed camera
دوربین با سرعت بالا
tv camera
دوربین تلویزیونی
camera bag
کیف دوربین
film camera
دوربین فیلم
pinhole camera
دوربین سوراخ سوزنی
projecting camera
دوربین پروژکتور
camera crew
گروه فیلمبرداری
streak camera
دوربین نوری
security camera
دوربین مدار بسته
camera angle
زاویه دوربین
a camera with automatic focus.
دوربینی با فوکوس خودکار
the camera cannot lie.
دوربین دروغ نمیگوید.
they were a little camera-shy.
آنها کمی از دوربین میترسیدند.
load a camera (with film)
بارگیری یک دوربین (با فیلم)
Cameras are forbidden here.
دوربینها در اینجا ممنوع هستند.
This camera loads easily.
این دوربین به راحتی بارگیری میشود.
camera-ready art; camera-ready text copy.
هنر آماده چاپ؛ متن آماده چاپ
a camera fitted with a x2 converter.
دوربینی که به یک مبدل x2 مجهز است.
turn the camera on its side.
دوربین را به پهلو بچرخانید.
using the camera was as easy as pie.
استفاده از دوربین به آسانی یک پی بود.
the director was precise with his camera positions.
کارگردان در مورد موقعیت دوربینها دقیق بود.
the cameras started to roll.
دوربینها شروع به حرکت کردند.
someone sneaked a camera inside.
کسی یک دوربین را به داخل قاچاق کرد.
The camera has a full load of film.
دوربین دارای یک بار کامل فیلم است.
You know, camera one, camera two.
میدانید، دوربین یک، دوربین دو.
منبع: Psychology Crash CourseHe addressed TV cameras to profess his innocence and say he was being framed.
او به دوربینهای تلویزیونی گفت تا بیگناهی خود را ابراز کند و بگوید که او قربانی شده است.
منبع: BBC Listening Compilation February 2021Wait a minute, I'll take my camera.
صبر کنید، من دوربینم را خواهم برد.
منبع: Comprehensive Guide to Financial English SpeakingYou never had a camera in my head.
تو هیچ وقت دوربینی در سرم نداشتی.
منبع: The Truman Show Selected WorksLook at the camera. Say, " Cheese! "
به دوربین نگاه کن. بگو: "پنیر!"
منبع: Classic children's song animation Super Simple SongsPersuade them to perform for the camera.
آنها را متقاعد کنید که برای دوربین اجرا کنند.
منبع: Selected Film and Television NewsSome people get nervous facing the camera.
بعضی از مردم هنگام روبرو شدن با دوربین مضطرب میشوند.
منبع: CNN 10 Student English February 2020 CompilationOkay, point the camera at " Yes."
باشد، دوربین را به سمت "بله" بچرخانید.
منبع: The Martian Original SoundtrackFor example, see these two camera boxes?
به عنوان مثال، این دو جعبه دوربین را ببینید؟
منبع: Wall Street Journal'I had a small camera, 'he answered.
'من یک دوربین کوچک داشتم،' او پاسخ داد.
منبع: Interstellar Zoo (Difficulty Level 3)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید