landed splat on the floor.
با صدای برخورد روی زمین افتاد.
he lands splat on his right elbow.
او با صدای برخورد روی آرنج راست خود فرود آمد.
the goblin makes a huge splat as he hits the ground.
گابلین با برخورد به زمین، صدای بزرگی میدهد.
The paintball hit the wall with a loud splat.
توپ رنگ به دیوار برخورد کرد و با صدای بلندی به هم خورد.
The egg fell from the counter and went splat on the floor.
تخم مرغ از روی پیشخوان افتاد و با صدای برخورد روی زمین به هم خورد.
The bug splat on the windshield while driving.
حشره در حین رانندگی روی شیشه جلو به هم خورد.
The pancake batter made a satisfying splat as it hit the hot griddle.
خمیر پنکیک با برخورد روی تابه داغ، صدای خوبی به گوش رسید.
The water balloon burst with a loud splat when it hit the ground.
بادکنک آب با برخورد به زمین با صدای بلندی ترکید.
The mud splat on their clothes after playing in the rain.
گل به لباس هایشان پس از بازی در باران برخورد کرد.
The tomato splat against the window leaving a red stain.
گوجه فرنگی با برخورد به پنجره، لکه ای قرمز به جا گذاشت.
The pie splat on the floor after slipping from the plate.
تارت پس از لغزش از بشقاب روی زمین به هم خورد.
The fly swatter made a satisfying splat as it hit the insect.
کتک کشنده حشرات با برخورد به حشره صدای خوبی به گوش رسید.
The snowball splat on the tree trunk and exploded into a cloud of white powder.
گلوله برفی به تنه درخت برخورد کرد و به ابری از پودر سفید تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید