spouting

[ایالات متحده]/ˈspaʊtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspaʊtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تخلیه مایع به صورت جریانی؛ سیستم تخلیه آب

عبارات و ترکیب‌ها

spouting nonsense

پرتاب کردن حرف‌های بی‌معنی

spouting water

پرتاب کردن آب

spouting steam

پرتاب کردن بخار

spouting anger

پرتاب کردن خشم

spouting ideas

پرتاب کردن ایده‌ها

spouting facts

پرتاب کردن حقایق

spouting opinions

پرتاب کردن نظرات

spouting fire

پرتاب کردن آتش

spouting enthusiasm

پرتاب کردن اشتیاق

spouting confidence

پرتاب کردن اعتماد به نفس

جملات نمونه

the fountain is spouting water high into the air.

چشمه آب را با ارتفاع زیاد به هوا پرتاب می‌کند.

the volcano is spouting lava and ash.

آتشفشان گدازه و خاکستر را به هوا پرتاب می‌کند.

the whale was spouting water from its blowhole.

نهنگ از سوراخ تنفسی خود آب را به هوا پرتاب می‌کرد.

the artist is spouting ideas for her new project.

هنرمند ایده‌هایی برای پروژه جدید خود ارائه می‌دهد.

the child was spouting nonsense during the game.

بچه در حین بازی حرف‌های بی‌ربط می‌گفت.

he was spouting his opinions loudly at the meeting.

او نظرات خود را با صدای بلند در جلسه بیان می‌کرد.

the politician was spouting promises during the campaign.

سیاستمدان در طول کمپین وعده‌هایی می‌داد.

the geyser is spouting steam and hot water regularly.

چشمه آب گرم و بخار را به طور منظم به هوا پرتاب می‌کند.

she was spouting facts about the environment.

او حقایق مربوط به محیط زیست را بیان می‌کرد.

the comedian was spouting jokes that made everyone laugh.

کمدین جوک‌هایی می‌گفت که باعث می‌شد همه بخندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید