muting the mic
بیصدا کردن میکروفون
muting device
دستگاه بیصدا کننده
muted sound
صدای بیصدا
muting notifications
بیصدا کردن اعلانها
muted entirely
کاملاً بیصدا
muting temporarily
به طور موقت بیصدا کردن
muted now
حالا بیصدا
muting call
بیصدا کردن تماس
muting feature
ویژگی بیصدا کردن
muting screen
بیصدا کردن صفحه
i'm muting my microphone so i don't interrupt the speaker.
من میکروفنم را بیصدا میکنم تا صحبتهای گوینده را قطع نکنم.
could you please stop muting the audio during the presentation?
میتوانید لطفاً در حین ارائه، بیصدا کردن صدا را متوقف کنید؟
the child was muting the tv with his hands.
کودک با دستهایش تلویزیون را بیصدا میکرد.
she accidentally muted the call and missed the important information.
او بهطور تصادفی تماس را بیصدا کرد و اطلاعات مهم را از دست داد.
he's muting notifications to focus on his work.
او اعلانها را بیصدا میکند تا روی کار خود تمرکز کند.
the game allows you to mute specific players in the chat.
بازی به شما این امکان را میدهد که بازیکنان خاص را در چت بیصدا کنید.
muting the volume helped me concentrate better.
بیصدا کردن صدا به من کمک کرد بهتر تمرکز کنم.
the app has a feature for muting unwanted sounds.
برنامه دارای قابلیتی برای بیصدا کردن صداهای ناخواسته است.
i'm muting myself while i'm eating lunch.
من در حالی که ناهار میخورم خودم را بیصدا میکنم.
the teacher asked everyone to mute their devices.
معلم از همه خواست دستگاههای خود را بیصدا کنند.
muting the background music improved the viewing experience.
بیصدا کردن موسیقی پسزمینه تجربه تماشا را بهبود بخشید.
muting the mic
بیصدا کردن میکروفون
muting device
دستگاه بیصدا کننده
muted sound
صدای بیصدا
muting notifications
بیصدا کردن اعلانها
muted entirely
کاملاً بیصدا
muting temporarily
به طور موقت بیصدا کردن
muted now
حالا بیصدا
muting call
بیصدا کردن تماس
muting feature
ویژگی بیصدا کردن
muting screen
بیصدا کردن صفحه
i'm muting my microphone so i don't interrupt the speaker.
من میکروفنم را بیصدا میکنم تا صحبتهای گوینده را قطع نکنم.
could you please stop muting the audio during the presentation?
میتوانید لطفاً در حین ارائه، بیصدا کردن صدا را متوقف کنید؟
the child was muting the tv with his hands.
کودک با دستهایش تلویزیون را بیصدا میکرد.
she accidentally muted the call and missed the important information.
او بهطور تصادفی تماس را بیصدا کرد و اطلاعات مهم را از دست داد.
he's muting notifications to focus on his work.
او اعلانها را بیصدا میکند تا روی کار خود تمرکز کند.
the game allows you to mute specific players in the chat.
بازی به شما این امکان را میدهد که بازیکنان خاص را در چت بیصدا کنید.
muting the volume helped me concentrate better.
بیصدا کردن صدا به من کمک کرد بهتر تمرکز کنم.
the app has a feature for muting unwanted sounds.
برنامه دارای قابلیتی برای بیصدا کردن صداهای ناخواسته است.
i'm muting myself while i'm eating lunch.
من در حالی که ناهار میخورم خودم را بیصدا میکنم.
the teacher asked everyone to mute their devices.
معلم از همه خواست دستگاههای خود را بیصدا کنند.
muting the background music improved the viewing experience.
بیصدا کردن موسیقی پسزمینه تجربه تماشا را بهبود بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید