sprouting

[ایالات متحده]/sprautiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شروع به رشد یا توسعه کردن; شروع به ظهور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bean sprout

سویا جوان

جملات نمونه

The seeds are sprouting in the garden.

بذرها در باغ در حال جوانه زدن هستند.

She noticed the first signs of spring with sprouting buds on the trees.

او متوجه اولین نشانه‌های بهار با جوانه‌های در حال جوانه زدن روی درختان شد.

The farmer is happy to see the crops sprouting after days of rain.

کشاورز از دیدن محصولات در حال جوانه زدن پس از روزهای باران خوشحال است.

The potatoes are sprouting, so it's time to plant them in the garden.

سیب‌زمینی‌ها در حال جوانه زدن هستند، بنابراین وقت آن است که آنها را در باغ بکاریم.

The new grass is sprouting quickly in the freshly fertilized soil.

چمن‌های جدید به سرعت در خاک تازه کود داده شده در حال جوانه زدن هستند.

The idea started sprouting in her mind after a long walk in the forest.

این ایده پس از یک پیاده‌روی طولانی در جنگل در ذهن او شروع به جوانه زدن کرد.

The young artist's talent is sprouting and showing great promise.

استعداد هنرمند جوان در حال شکوفایی است و پتانسیل زیادی نشان می‌دهد.

The company is sprouting new branches in different cities to expand its reach.

شرکت در حال ایجاد شعبه‌های جدید در شهرهای مختلف برای گسترش دامنه فعالیت خود است.

With proper care, the potted plants are sprouting beautifully on the windowsill.

با مراقبت مناسب، گیاهان گلدانی به زیبایی روی طاقچه پنجره در حال جوانه زدن هستند.

The community garden is a place where ideas and friendships sprout and grow.

باغچه محلی مکانی است که ایده‌ها و دوستی‌ها در آنجا جوانه می‌زنند و رشد می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

This is the ocean floor. But this isn't rock sprouting out at the bottom.

این کف اقیانوس است. اما سنگ در پایین آن در حال جوانه زدن نیست.

منبع: Wild New World: Ice Age Oasis

The China National Space Administration showed photos of cotton seeds sprouting into life.

سازمان فضایی ملی چین عکس‌هایی از بذرهای پنبه نشان داد که در حال جوانه زدن و زنده شدن هستند.

منبع: The Chronicles of Novel Events

An even more immediate problem is already, literally, sprouting.

یک مشکل حتی فوری‌تر، در حال حاضر و به طور واقعی در حال جوانه زدن است.

منبع: The Economist (Summary)

20. Store potatoes with apples to keep them from sprouting.

۲۰. سیب‌زمینی را با سیب‌زمینی نگهداری کنید تا از جوانه زدن آنها جلوگیری شود.

منبع: Smart Life Encyclopedia

Oh, the smell of sprouting grass! In a blur the violets pass.

ای چه بوی علف‌های در حال جوانه زدن! در یک مه، بنفش‌ها عبور می‌کنند.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

Plants also get little hairs sprouting out of their skin, called trichomes.

گیاهان همچنین موهای کوچکی دارند که از پوست آنها بیرون می‌زنند و تریخوم نامیده می‌شوند.

منبع: Crash Course Botany

Once it reached his lungs, the small pea got comfortable and began sprouting leaves.

وقتی به ریه‌هایش رسید، عدس کوچک احساس راحتی کرد و شروع به سبز کردن برگ کرد.

منبع: Smart Life Encyclopedia

Four sets of antlers sprout from the crown, symbolizing the sprouting of new life.

چهار مجموعه شاخ از تاج بیرون می‌زنند و نماد جوانه زدن زندگی جدید هستند.

منبع: If national treasures could speak.

I see a pile of humans infected by this fungus and sprouting mushroom bodies.

من یک دسته از انسان‌هایی را می‌بینم که به این قارچ آلوده شده‌اند و بدن قارچی بیرون می‌زنند.

منبع: Connection Magazine

In reality, it's a whale with a spiral tusk sprouting from its head-the narwhal.

در واقعیت، یک نهنگ با یک دندان مارپیچی است که از سرش بیرون می‌زند - نهنگ قطبی.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American March 2021 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید