germinating

[ایالات متحده]/ˈdʒɜːməneɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɜrməˌneɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال رشد یا توسعه یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

germinating seeds

کاشت بذر

germinating plants

رشد گیاهان

germinating ideas

ایده‌پردازی

germinating concepts

تولد مفاهیم

germinating dreams

به واقعیت تبدیل شدن رویاها

germinating thoughts

جوانه زدن افکار

germinating plans

تدوین برنامه‌ها

germinating potential

فعال‌سازی پتانسیل

germinating relationships

ایجاد روابط

germinating opportunities

سرمایه‌گذاری در فرصت‌ها

جملات نمونه

the seeds are germinating in the warm soil.

بذرها در خاک گرم در حال جوانه‌زایی هستند.

germinating plants require plenty of sunlight.

گیاهان در حال جوانه‌زایی به مقدار زیادی نور خورشید نیاز دارند.

the process of germinating takes about a week.

فرآیند جوانه‌زایی حدود یک هفته طول می‌کشد.

she is germinating new ideas for her project.

او در حال پرورش ایده‌های جدید برای پروژه خود است.

germinating seeds need consistent moisture.

بذر در حال جوانه‌زایی به رطوبت مداوم نیاز دارند.

the gardener is germinating various flower seeds.

باغبانی در حال جوانه‌زایی انواع دانه‌های گل است.

germinating crops can lead to a successful harvest.

جوانه زایی محصولات می‌تواند منجر به برداشت موفق شود.

she enjoys germinating herbs in her kitchen.

او از جوانه‌زایی گیاهان دارویی در آشپزخانه خود لذت می‌برد.

germinating plants can be sensitive to temperature changes.

گیاهان در حال جوانه‌زایی ممکن است به تغییرات دما حساس باشند.

we are germinating a new approach to solving this issue.

ما در حال پرورش یک رویکرد جدید برای حل این مشکل هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید