bamboo shoot
ساقه بامبو
shoot at
تیراندازی به
shoot down
تیراندازی به سمت پایین
shoot for
تیراندازی برای
photo shoot
عکسبرداری
shoot up
تیراندازی به سمت بالا
trouble shoot
عیب یابی
shoot out
بیرون رها کردن
shoot the breeze
گپ و گفتن
shoot it out
درگیری مسلحانه
shoot off
شلیک کردن
shoot apex
نوک ساقه
shoot tip
سر شلیک
shoot an arrow
تیر انداختن
shoot a wolf to death
کشتن یک گرگ تا سرحد مرگ
Try and shoot the bird.
سعی کنید پرنده را هدف قرار دهید.
shoot the arrow at the target
تیر را به سمت هدف پرتاب کنید.
shoot the salt to him
نمک را به سمت او پرتاب کنید
a shoot of one's arms
یک شلیک از دستهای یک فرد
Shoot me that stapler.
آن منگنه زن را به من بده.
shoot with intent to kill
تیراندازی با قصد کشتن
the shooting of the hunters
شکارچیان
the shooting of animals
شکار حیوانات
the shooting was a tragic accident.
تیراندازی یک حادثه غم انگیز بود.
Some -men shoot badly.
برخی از مردان بد تیراندازی می کنند.
shoot questions at a speaker
پرسش ها را به سمت سخنران پرتاب کنید
shoot one's fist at sb.
مشتی به سمت کسی پرتاب کردن.
The boy is shooting up.
پسر در حال مصرف مواد مخدر است.
The shooter's aim was perfect.
هدف تیرانداز عالی بود.
They were shooting at a target.
آنها در حال هدف قرار دادن یک هدف بودند.
The NFL pro shot his shot and the two became an item soon.
در لیگ NFL، یک بازیکن شوت خود را زد و هر دو نفر به سرعت به یکدیگر علاقهمند شدند.
منبع: Chronicle of Contemporary CelebritiesMultiple deaths including the shooter in a mass shooting in the Czech Republic.
تلفات متعدد از جمله خود قاتل در یک تیراندازی جمعی در جمهوری چک.
منبع: This month VOA Daily Standard English494. After a shot the foot began to root and shoot in the boot.
494. پس از یک شوت، پای شروع به ریشه زدن و شلیک در چکمه کرد.
منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.Remember when we transitioned from horses to automobiles, we didn't shoot all the horses.
به یاد داشته باشید وقتی از اسبها به اتومبیلها تغییر کردیم، همه اسبها را نکشتیم.
منبع: CNN 10 Student English March 2020 CompilationJo Willems, who shot Catching Fire, The Mockingjays.
جو ویلمز، که فیلم Catching Fire و The Mockingjays را فیلمبرداری کرد.
منبع: Selected Film and Television NewsThey live in these fresh, green shoots.
آنها در این شاخههای سبز و تازه زندگی میکنند.
منبع: The secrets of our planet.He immediately pushed the shoot three months.
او بلافاصله زمان برداشت محصول را به مدت سه ماه به عقب انداخت.
منبع: NewsweekNo, this is one I've just shot.
نه، این یکی از عکسهایی است که من همین الان گرفتم.
منبع: Outstanding Women ChroniclesGDP has shot up, shot up to 6%.
تولید ناخالص داخلی به طور قابل توجهی افزایش یافته است، تا 6 درصد افزایش یافته است.
منبع: Tips for IELTS Speaking.Hairdressers and beauty salons, too will be shot.
آرایشگران و آرایشگاهها نیز فیلمبرداری خواهند شد.
منبع: BBC Listening Collection March 2020لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید