withering heat
گرماي طاقتفرسا
withering criticism
انتقاد تند و گزنده
wither away
محو شدن
she threw a withering glance at him.
او با نگاهی تند و گزنده به او نگاه کرد.
the withering of the PLO's revolutionary threat.
محو شدن تهدید انقلابی سازمان آزادیبخش فلسطین
Blooming flashily, withering away swiftly.
شکوفه زدن چشمگیر، پژمرده شدن سریع.
like to a stepdame or a dowager long withering out a young men is revenue.
مانند یک نامادری یا یک زن مسن که به آرامی پژمرده میشود و جوانان را از بین میبرد، درآمد است.
It is easily detected, that they are simple wild flowers, weed, even cannabis, if not memorial wreaths from Sachsen-Hausen or withering lilies.
به راحتی می توان تشخیص داد که آنها فقط گل های وحشی، علف، حتی کانابیس هستند، اگر نه تاج گل های یادبود از ساکسن هاوزن یا لاله های پژمرده.
Afterwards Nausicaa, seemingly unbothered by what she had done, grieved for the lives of the Ohmu and cried over withering trees.
بعد از آن، نوشیکا، به ظاهر نگران آنچه انجام داده بود، برای زندگی اوه مو غمگین بود و بر روی درختان پژمرده گریه کرد.
Swallows will return after leaving;Willows will regreen after withering; Peachs will reflower after falling.But ,tell me ,you smart,why our days going without coming back.
قوقنها پس از رفتن باز میگردند؛ درختان تاغسرخ پس از پژمرده شدن دوباره سبز میشوند؛ هلوها پس از ریزش دوباره گل میدهند. اما، به من بگو، شما باهوش، چرا روزهای ما بدون بازگشت میگذرند؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید