squabble

[ایالات متحده]/ˈskwɒbl/
[بریتانیا]/ˈskwɑːbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بر سر مسائل جزئی بحث یا دعوا کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

Family squabble

مشکلات خانوادگی

Squabble over money

اختلاف بر سر پول

Petty squabble

مشاجره‌های جزئی

Noisy squabble

مشاجره‌های پر سر و صدا

جملات نمونه

they are trying to settle the squabble out of court.

آنها سعی می‌کنند اختلاف را خارج از دادگاه تسویه کنند.

they fight and squabble like fractious children.

آنها مانند کودکانی که با هم دعوا می‌کنند، با هم می‌جنگند و بحث می‌کنند.

a squabble over property right

اختلاف بر سر حق مالکیت

an inter-departmental squabble of long standing .

یک نزاع بین سازمانی طولانی مدت.

siblings often squabble over toys.

برادر و خواهرها اغلب بر سر اسباب‌بازی‌ها بحث می‌کنند.

the neighbors had a squabble over the property line.

همسایه‌ها بر سر خط ملک با هم بحث کردند.

the children squabble about who gets to sit in the front seat.

کودکان بر سر اینکه چه کسی می‌تواند در صندلی جلو بنشیند، بحث می‌کنند.

political parties often squabble over policy decisions.

احزاب سیاسی اغلب بر سر تصمیمات سیاستی با هم بحث می‌کنند.

the couple had a squabble about household chores.

زوجین بر سر کارهای خانه با هم بحث کردند.

colleagues squabble over office resources.

همکاران بر سر منابع دفتر با هم بحث می‌کنند.

the students squabble over group project responsibilities.

دانشجویان بر سر مسئولیت‌های پروژه گروهی با هم بحث می‌کنند.

siblings tend to squabble over parental attention.

برادر و خواهرها معمولاً بر سر توجه والدین با هم بحث می‌کنند.

the team members squabble over the best strategy to win the game.

اعضای تیم بر سر بهترین استراتژی برای برنده شدن در بازی با هم بحث می‌کنند.

politicians squabble over budget allocations.

سیاستمداران بر سر تخصیص بودجه با هم بحث می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

But what family doesn't have its squabbles?

چه خانواده‌ای بدون مشاجرات خود نیست؟

منبع: Desperate Housewives Season 5

All wars are in reality money squabbles.

همه جنگ‌ها در واقعیت مشاجرات مالی هستند.

منبع: Gone with the Wind

He and Hermione had finally forgotten their squabble about Crookshanks in the face of Harry's disappointment.

او و هرمیون بالاخره دعوای خود در مورد کروکشانکس را در برابر ناراحتی هری فراموش کردند.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

And conservative unity is surely better than squabbling.

و اتحاد محافظه‌کارانه مطمئناً بهتر از مشاجره است.

منبع: The Economist - Comprehensive

And little squabbles can break out.

و مشاجرات کوچک می‌توانند درگیر شوند.

منبع: National Geographic (Children's Section)

Horse-trading for jobs and squabbling over reforms has already begun.

معامله‌گری برای مشاغل و مشاجره بر سر اصلاحات از قبل شروع شده است.

منبع: The Economist (Summary)

Seeing the absurdity in such squabbles has proven to be crucial.

دیدن پوچی چنین مشاجراتی به اثبات رسیده است.

منبع: People Magazine

So you're saying this was more about a domestic squabble?

پس شما می‌گویید این بیشتر در مورد یک مشاجره خانگی بود؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

But despite the squabbles, wild boars are social animals and gather together in groups.

اما با وجود مشاجرات، گرازهای وحشی حیوانات اجتماعی هستند و به صورت گروهی جمع می‌شوند.

منبع: Beautiful China

" Leave it be, Edd" . Jon was in no mood for such squabbles.

« آن را رها کن، اد.» جان حال و هوای خوبی برای چنین مشاجراتی نداشت.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید