stigmatize

[ایالات متحده]/ˈstɪɡmətaɪz/
[بریتانیا]/ˈstɪɡmətaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بی آبرو کردن; انتقاد کردن; بدنام کردن.

جملات نمونه

stigmatize calmness as indolence

آرامش را به عنوان تنبلی انگشت کنید

the institution was stigmatized as a last resort for the destitute.

این موسسه به عنوان آخرین راه‌حل برای افراد فقیر، مورد انگ زاری قرار گرفت.

Mental illness should not be stigmatized.

بیماری‌های روانی نباید مورد انگ زاری قرار گیرند.

Society tends to stigmatize certain groups of people.

جامعه تمایل دارد گروه‌های خاصی از مردم را مورد انگ زاری قرار دهد.

It is important not to stigmatize individuals based on their appearance.

مهم است که افراد را بر اساس ظاهرشان مورد انگ زاری قرار ندهیم.

Stigmatizing people for their sexual orientation is unacceptable.

انگ زاری افراد به دلیل گرایش جنسی آنها غیرقابل قبول است.

The media often stigmatizes individuals with disabilities.

رسانه ها اغلب افراد دارای معلولیت را مورد انگ زاری قرار می دهند.

Stigmatizing mental health issues can prevent people from seeking help.

انگ زاری مشکلات سلامت روان می تواند از دریافت کمک از سوی افراد جلوگیری کند.

Stigmatizing addiction only makes it harder for individuals to recover.

انگ زاری اعتیاد تنها روند بهبودی افراد را دشوارتر می کند.

Employers should not stigmatize employees who need to take sick leave.

کارفرمایان نباید کارمندانی را که نیاز به مرخصی دارند، مورد انگ زاری قرار دهند.

It's important to challenge and change the stigmatizing beliefs in society.

مهم است باورهای انگ زاری را در جامعه به چالش بکشیم و تغییر دهیم.

نمونه‌های واقعی

Like many mental disorders, people with schizophrenia are often stigmatized.

بسیاری از اختلالات روانی، افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا اغلب مورد انگ می‌شوند.

منبع: Psychology Mini Class

It remains one of the most misunderstood and stigmatized illnesses today.

این موضوع هنوز یکی از شایع‌ترین بیماری‌های نادرست فهمیده شده و انگ‌زده شده در امروز است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Do not self-diagnose and do not use this to diagnose or stigmatize others.

خودتان را تشخیص ندهید و از این برای تشخیص یا انگ زدن دیگران استفاده نکنید.

منبع: Psychology Mini Class

The government wants to divide the people by stigmatizing the so-called privileged public sector.

دولت می‌خواهد با انگ زدن بخش دولتی به اصطلاح ممتاز، مردم را تقسیم کند.

منبع: VOA Standard English_Europe

And more fundamentally, these laws wrongly stigmatize and marginalize those living with HIV and AIDS.”

و در اصل، این قوانین به اشتباه افراد مبتلا به HIV و AIDS را انگ و حاشیه می‌روند.

منبع: VOA Standard July 2014 Collection

So it's, it's probably less stigmatized than hearing aids, which we typically associate with aging.

بنابراین، احتمالاً کمتر از سمعک‌ها انگ‌زده شده است، که معمولاً آن را با پیری مرتبط می‌کنیم.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

They should not be stigmatized for their selfless service. We depend on them to fight this battle.

نباید به دلیل خدمت بی‌منت آنها انگ زد. ما به آنها برای مبارزه با این نبرد وابسته هستیم.

منبع: BBC Listening Collection October 2014

So he's got to crack down on radicals without stigmatizing them. And it's not an easy job.

بنابراین، او باید بر رادیکال‌ها بدون انگ زدن آنها سرکوب کند. و این کار آسانی نیست.

منبع: NPR News November 2020 Collection

The official urges all countries not to stigmatize or discriminate against groups of people just by their passport color.

این مقام از همه کشورها می‌خواهد که فقط بر اساس رنگ گذرنامه، افراد را انگ یا تبعیض نکنند.

منبع: CRI Online May 2020 Collection

Even within health care, drug use is highly stigmatized.

حتی در مراقبت‌های بهداشتی، مصرف مواد مخدر به شدت انگ‌زده است.

منبع: TED Talks (Video Edition) April 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید