straggle behind
عقب بمان
straggle through
در میان عبور کردن
straggle in
وارد شدن به آرامی
straggle out
به آرامی خارج شدن
a straggle of cottages.
ردی پراکنده از کلبهها
they would straggle home in ones and twos.
آنها به صورت پراکنده و تکی به خانه باز میگشتند.
Cows straggled along the lane.
گاوها در امتداد مسیر پراکنده بودند.
Vines straggled over the yard.
گیاهان رونده بر روی حیاط به صورت پراکنده گسترده بودند.
She watched the runners straggle across the finish line.
او تماشاگر بود که چگونه دوندگان خط پایان را به صورت پراکنده عبور کردند.
The hikers straggled behind, taking their time to enjoy the scenery.
گردشگران به صورت پراکنده عقب ماندند و وقت خود را برای لذت بردن از مناظر صرف کردند.
The students straggled into the classroom, one by one.
دانشجویان به صورت پراکنده و یکی یکی وارد کلاس شدند.
The soldiers straggled along the muddy path, exhausted from the long march.
سربازان در امتداد مسیر گل آلود به صورت پراکنده پیش میرفتند، خسته از رژه طولانی.
The group began to straggle as they reached the steep mountain trail.
گروه با رسیدن به مسیر کوهستانی شیبدار شروع به پراکنده شدن کرد.
The team straggled during the race, causing them to lose their lead.
در طول مسابقه، تیم به صورت پراکنده پیش رفت و باعث از دست دادن جایگاه خود شد.
The guests straggled in late to the party, missing the opening speeches.
مهمانان دیر به مهمانی آمدند و سخنرانی افتتاحیه را از دست دادند.
The children straggled behind their parents, picking flowers along the way.
کودکان به صورت پراکنده پشت سر والدین خود حرکت میکردند و در طول مسیر گل میچیدند.
The attendees began to straggle out of the conference hall after the event ended.
شرکت کنندگان پس از پایان رویداد شروع به خروج پراکنده از تالار کنفرانس کردند.
The workers straggled back to the office after their lunch break.
کارگران پس از استراحت ناهار به صورت پراکنده به دفتر بازگشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید