stray cat
گربه ولگرد
stray dog
سگ ولگرد
stray animal
حیوان ولگرد
stray birds
پرندگان سرگردان
stray current
جریان سرگردان
stray light
نور پراکنده
stray from
دور شدن از
stray animals
حیوانات ولگرد
stray capacitance
خازن سرگردان
stray inductance
اندوکتانس سرگردان
stray radiation
تشعشع سرگردان
stray loss
اتلاف سرگردان
a few stray crumbs.
چند تکه نان دور ریخته
capture and impound stray dogs.
گرفتن و بستن سگهای ولگرد
Don't stray from the point.
از موضوع دور نشوید.
stray cats and dogs.
گربهها و سگهای ولگرد.
she was killed by a stray bullet.
او توسط یک گلوله سرگردان کشته شد.
straying from the truth;
دور شدن از حقیقت;
We couldn't identify the stray child.
ما نتوانستیم کودک ولگرد را شناسایی کنیم.
a cat that had strayed far from home.
گربهای که دور از خانه سرگردان شده بود.
if from shepherd's keep a lamb strayed far.
اگر از مزرعه چوپان یک بره دور شد.
he has a penchant for adopting stray dogs.
او تمایل به پذیرش سگهای ولگرد دارد.
I strayed a few blocks in the wrong direction.
چند بلوک در جهت اشتباه سرگردان شدم.
her eyes strayed to the telephone.
نگاهش به تلفن افتاد.
men who stray are seen as more exciting and desirable.
مردانی که سرگردان هستند، به عنوان جذابتر و خواستنیتر تلقی میشوند.
She strayed from the road and got lost.
از جاده منحرف شد و گم شد.
The child strayed away from home.
کودک از خانه دور شد.
We had accidentally strayed into the war zone.
ما به طور تصادفی وارد منطقه جنگ شده بودیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید