adjust the straps
تنظیم بندها
broken straps
بندهای شکسته
straps on
بندها روشن
shoulder straps
بندهای شانهای
straps down
بندها پایین
wrist straps
بندهای مچی
strapped in
بسته شده
straps secure
بندها محکم
replacing straps
جایگزینی بندها
tighten straps
محکم کردن بندها
the backpack has adjustable straps for a comfortable fit.
کوله پشتی دارای بندهای قابل تنظیم برای تناسب راحت است.
she secured the package with strong straps to prevent it from moving.
او بسته را با بندهای محکم برای جلوگیری از حرکت آن ایمن کرد.
my watch has a leather strap that complements the face.
ساعت من دارای بند چرمی است که با صفحه آن هماهنگ است.
he tightened the straps on his snowboard boots before hitting the slopes.
او بندهای چکمههای اسنوبرد خود را قبل از رفتن به پیستها محکم کرد.
the high chair's straps kept the baby safe during mealtime.
بندهای صندلی غذا کودک، او را در هنگام صرف غذا ایمن نگه داشت.
the luggage was secured with cargo straps for the long journey.
چمدان با بندهای بار برای سفر طولانی ایمن شد.
she wore a dress with delicate spaghetti straps.
او لباسی با بندهای اسپاگتی ظریف پوشیده بود.
the racing car's tires were strapped down for transport.
لاستیکهای ماشین مسابقهای برای حمل و نقل بسته شدند.
he replaced the broken straps on his camera bag.
او بندهای شکسته کیف دوربین خود را تعویض کرد.
the furniture was secured with moving straps during the relocation.
مبلمان با بندهای حمل و نقل در هنگام جابجایی ایمن شد.
the bra's straps were digging into her shoulders.
بندهای سوتین در شانههای او فرو میرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید