harnesses energy
بهرهگیری از انرژی
harnesses potential
بهرهگیری از پتانسیل
harnesses power
بهرهگیری از قدرت
harnesses technology
بهرهگیری از فناوری
harnesses innovation
بهرهگیری از نوآوری
harnesses resources
بهرهگیری از منابع
harnesses skills
بهرهگیری از مهارتها
harnesses creativity
بهرهگیری از خلاقیت
harnesses data
بهرهگیری از دادهها
harnesses nature
بهرهگیری از طبیعت
she harnesses her creativity to solve complex problems.
او از خلاقیت خود برای حل مشکلات پیچیده استفاده میکند.
the company harnesses technology to improve efficiency.
شرکت از فناوری برای بهبود کارایی استفاده میکند.
he harnesses the power of social media for marketing.
او از قدرت رسانههای اجتماعی برای بازاریابی استفاده میکند.
they harnesses renewable energy to reduce carbon footprint.
آنها از انرژیهای تجدیدپذیر برای کاهش ردپای کربن استفاده میکنند.
the team harnesses data analytics to make informed decisions.
تیم از تجزیه و تحلیل دادهها برای تصمیمگیری آگاهانه استفاده میکند.
she harnesses her skills to mentor young professionals.
او از مهارتهای خود برای راهنمایی متخصصان جوان استفاده میکند.
our organization harnesses community support for local initiatives.
سازمان ما از حمایت جامعه برای طرحهای محلی استفاده میکند.
he harnesses his experience to lead the project.
او از تجربه خود برای هدایت پروژه استفاده میکند.
they harnesses innovative ideas to drive change.
آنها از ایدههای نوآورانه برای ایجاد تغییر استفاده میکنند.
she harnesses her passion for education to inspire others.
او از اشتیاق خود به آموزش برای الهام بخشیدن به دیگران استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید