ruptured

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شکسته
v. پاره کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ruptured appendix

اندوسیت آپاندیس پاره شده

ruptured blood vessel

پارگی رگ خونی

ruptured eardrum

پارگی پرده گوش

ruptured disc

پارگی دیسک

ruptured spleen

پارگی طحال

ruptured tendon

پارگی تاندون

rupture strength

مقاومت در برابر پارگی

creep rupture

پارگی خزنده

rupture of membranes

پارگی غشاها

tendon rupture

پارگی تاندون

fatigue rupture

پارگی ناشی از خستگی

modulus of rupture

مدول شکست

stress rupture

پارگی ناشی از تنش

rupture disk

پارگی دیسک

جملات نمونه

the impact ruptured both fuel tanks.

ضربه باعث پارگی هر دو باک سوخت شد.

once trust and confidence has been ruptured it can be difficult to regain.

هنگامی که اعتماد و اطمینان از بین رفت، بازگرداندن آنها می تواند دشوار باشد.

one of the boys was ruptured and needed to be fitted with a truss.

یکی از پسرها دچار پارگی شده بود و نیاز به استفاده از یک تروس داشت.

Conclusion:Patients with special pneumohemothorax caused by pulmonary bulla ruptured sho...

نتیجه‌گیری: بیماران با پنوموتوراکس هموراژیک خاص ناشی از پارگی بولای ریوی...

Objective:To study surgical treatment of special pneumohemothorax caused by ruptured bullae of lung.

هدف: مطالعه درمان جراحی پنوموتوراکس و هماتوراکس خاص ناشی از پارگی حباب های ریه.

Objective To observe the curative effect of narceine and 3H therapy for the patients with cerebral vasospasm after ruptured intracranial aneurysm.

هدف: بررسی اثر درمانی نارسین و درمان 3H برای بیماران مبتلا به اسپاسم عروق مغزی پس از پارگی آنوریسم داخل جمجمه.

Conclusion Using narceine and 3H therapy is effective for patients with cerebral vasospasm after ruptured intracranial aneurysm.

نتیجه گیری: استفاده از نارسین و درمان 3H برای بیماران مبتلا به اسپاسم عروق مغزی پس از پارگی آنوریسم داخل جمجمه موثر است.

For example, the axon being ruptured and the axoplasmic transport being stopped will give rise to hypoalgesia.

به عنوان مثال، پارگی محور عصبی و توقف انتقال آکسوپلاسما منجر به کاهش حساسیت به درد خواهد شد.

The operation mainly used epineurium-epineurium coaptation, neuroma-epineurium coaptation and epineurium-tissue coaptation respectively.Therefore, the ruptured nerves were sutured without tension.

در این عمل جراحی عمدتاً از کوآپتاسیون اپینوریم-اپینوریم، کوآپتاسیون نوروما-اپینوریم و کوآپتاسیون اپینوریم-بافت به ترتیب استفاده شد. بنابراین، اعصاب پاره شده بدون تنش بخیه زده شدند.

Among these cardiovascular trauma,2 ruptured thoracic aorta occurred in traffic accidents; 5 trauma of hearts and vascular occurred during intervenient treatment;

در میان این ضربه‌های قلب و عروق، 2 آئورت توراسیک پاره شده در تصادفات رانندگی رخ داده است؛ 5 ضربه به قلب و عروق در طول درمان مداخله‌ای رخ داده است.

Results Aneurysms from anterior communicating artery and posterior communicating artery, which were not huge aneurysms, were easier to rupture. 32%of ruptured aneurysms were multilobe.

نتایج: آنوریسم ها از شریان ارتباطی قدامی و شریان ارتباطی خلفی، که آنوریسم های بزرگی نبودند، راحت تر دچار پارگی می شدند. 32٪ آنوریسم های پاره شده چند لوبه بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید