temp

[ایالات متحده]/temp/
[بریتانیا]/tɛmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارمند موقت; (به‌ویژه) دبیر موقت

vi. به‌عنوان کارمند موقت کار کردن; کار موقت انجام دادن; به‌عنوان دبیر موقت کار کردن

abbr. دما

عبارات و ترکیب‌ها

temporary

موقت

temperature

دما

template

الگو

جملات نمونه

the temper of the times

فضای زمان

a tempest of laughter

طوفانی از خنده

He's in a temper today.

او امروز بداخلاقه.

The temper of the steel is right.

سختی فولاد مناسب است.

a sharp temper; a sharp assault.

خشمگین؛ حمله تند

My neighbor's temper blazed.

خشم همسایه ام شعله ور شد.

an ugly temper; an ugly scene.

یک اخلاق زشت؛ یک صحنه زشت.

a quick temper, quick tempered

خشم سریع، سریع مزاج

to temper strong drink with water

برای رقیق کردن نوشیدنی های الکلی با آب

a savage outburst of temper;

یک فوران وحشیانه خشم;

He's in a bad temper today.

او امروز خیلی عصبانیه.

The tempest beats against the house.

طوفان به خانه می خورد.

My temper worsened as the day went on.

همانطور که روز پیش می رفت، اخلاق من بدتر می شد.

temps are always needed for clerical work.

برای انجام کارهای اداری، همیشه به افراد موقت نیاز است.

she was known to have an even temper and to be difficult to rile.

او به داشتن اخلاق متعادل و سخت به خشم آوردن معروف بود.

her bristling temper was kept on a leash.

خشمگین بودنش با کنترل و مهار در سگ نگه داشته شده بود.

Drew had walked out in a temper .

درو با اخلاق بیرون رفت.

losing your temper with him was unforgivable.

از دست دادن صبر خود با او غیرقابل بخشش بود.

نمونه‌های واقعی

Could we just get a temp, please?

آیا می‌توانیم فقط یک نفر موقت بگیریم؟

منبع: VOA Standard English_Americas

They've had single digit temps or below for a full week.

آنها برای یک هفته کامل دمای تک رقمی یا کمتر داشته اند.

منبع: CNN Listening December 2013 Collection

May criticize the temps in Parliament to engineer an extension of article 50.

ممکن است دمای پارلمان را به منظور مهندسی یک تمدید ماده 50 مورد انتقاد قرار دهد.

منبع: CCTV Observations

I also wanted to thank you, for being so nice to Tom, our little temp.

من همچنین می خواستم از شما تشکر کنم، به خاطر اینکه با تام، کارمند موقت ما، خیلی مهربان بودید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

Earlier this week, morning temps plunged to six below zero.

در اوایل این هفته، دمای صبح به شش درجه زیر صفر رسید.

منبع: CNN Listening December 2013 Collection

And your temp is pushing 102.

و دمای شما در حال رسیدن به 102 است.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

Sancai is a type of low temp lead-glazed earthenware.

سانکای نوعی سفال لعاب‌دار با دمای پایین است.

منبع: If national treasures could speak.

Okay. Right. You're very cheeky for a temp.

باشه. درست است. شما برای یک کارمند موقت خیلی پررو هستید.

منبع: Friends Season 9

I've already put in the call for temps.

من قبلاً درخواست استخدام کارمندان موقت را داده ام.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Actually I've set up two temp corporate profiles.

در واقع، من دو پروفایل شرکتی موقت ایجاد کرده ام.

منبع: Lost Girl Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید