thrashed the competition
رقابت را نابود کرد
thrashed the opponent
حریف را شکست داد
thrashed the team
تیم را شکست داد
thrashed in battle
در نبرد شکست داد
thrashed all day
کل روز شکست داد
thrashed by waves
توسط امواج نابود شد
thrashed on stage
در صحنه شکست داد
thrashed the record
رکورد را شکست داد
thrashed in school
در مدرسه شکست داد
thrashed the issue
مسئله را شکست داد
he thrashed the pillow in frustration.
او با ناامیدی بالش را چرخاند.
the team thrashed their opponents in the final match.
تیم حریفان خود را در مسابقه نهایی شکست داد.
she thrashed around in her sleep.
او در خواب به این سو و آن سو چرخید.
the storm thrashed the coastline.
طوفان خط ساحلی را ویران کرد.
he felt thrashed after the intense workout.
او بعد از تمرین شدید احساس خستگی و فرسودگی کرد.
the critics thrashed the movie in their reviews.
منتقدان فیلم را در بررسی های خود مورد انتقاد شدید قرار دادند.
she thrashed out her ideas during the meeting.
او در طول جلسه، ایده های خود را با جدیت مطرح کرد.
he thrashed the weeds in the garden.
او علف های هرز را در باغ از بین برد.
the player thrashed his racket against the ground.
بازیکن راکت خود را به زمین کوبید.
they thrashed out a compromise after hours of discussion.
آنها پس از ساعت ها بحث، به یک مصالحه رسیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید