thrashed

[ایالات متحده]/θræʃt/
[بریتانیا]/θræʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان مجازات ضربه زدن؛ به طور کامل شکست دادن؛ به طور وحشیانه حرکت کردن یا پرتاب کردن؛ دانه را درو کردن؛ به طور مکرر ضربه زدن یا زدن؛ به طور خشن در میان امواج حرکت کردن؛ آسیب سنگینی وارد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

thrashed the competition

رقابت را نابود کرد

thrashed the opponent

حریف را شکست داد

thrashed the team

تیم را شکست داد

thrashed in battle

در نبرد شکست داد

thrashed all day

کل روز شکست داد

thrashed by waves

توسط امواج نابود شد

thrashed on stage

در صحنه شکست داد

thrashed the record

رکورد را شکست داد

thrashed in school

در مدرسه شکست داد

thrashed the issue

مسئله را شکست داد

جملات نمونه

he thrashed the pillow in frustration.

او با ناامیدی بالش را چرخاند.

the team thrashed their opponents in the final match.

تیم حریفان خود را در مسابقه نهایی شکست داد.

she thrashed around in her sleep.

او در خواب به این سو و آن سو چرخید.

the storm thrashed the coastline.

طوفان خط ساحلی را ویران کرد.

he felt thrashed after the intense workout.

او بعد از تمرین شدید احساس خستگی و فرسودگی کرد.

the critics thrashed the movie in their reviews.

منتقدان فیلم را در بررسی های خود مورد انتقاد شدید قرار دادند.

she thrashed out her ideas during the meeting.

او در طول جلسه، ایده های خود را با جدیت مطرح کرد.

he thrashed the weeds in the garden.

او علف های هرز را در باغ از بین برد.

the player thrashed his racket against the ground.

بازیکن راکت خود را به زمین کوبید.

they thrashed out a compromise after hours of discussion.

آنها پس از ساعت ها بحث، به یک مصالحه رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید