transacted successfully
انجام شد به طور موفقیت آمیز
transacted quickly
انجام شد به سرعت
transacted online
انجام شد اینترنتی
transacted securely
انجام شد به صورت امن
transacted efficiently
انجام شد به طور کارآمد
transacted manually
انجام شد به صورت دستی
transacted smoothly
انجام شد به طور روان
transacted regularly
انجام شد به طور منظم
transacted collectively
انجام شد به صورت جمعی
the business transacted a large amount of money last year.
در سال گذشته، کسب و کار مبلغ قابل توجهی پول معامله کرد.
all transactions must be transacted in accordance with the law.
تمام معاملات باید مطابق با قانون انجام شوند.
she transacted her business dealings with great care.
او با دقت زیاد به معاملات تجاری خود رسیدگی کرد.
the property was transacted quickly to avoid market fluctuations.
برای جلوگیری از نوسانات بازار، ملک به سرعت معامله شد.
he transacted the sale of his car online.
او فروش ماشین خود را به صورت آنلاین انجام داد.
many trades were transacted on the stock market today.
امروز معاملات زیادی در بازار سهام انجام شد.
the agreement was transacted after several negotiations.
توافق پس از چندین مذاکره انجام شد.
she transacted her duties efficiently and on time.
او وظایف خود را به طور کارآمد و به موقع انجام داد.
all payments must be transacted before the deadline.
تمام پرداختها باید قبل از مهلت مقرر انجام شوند.
the company transacted a merger with a competitor.
شرکت ادغام با یک رقیب را انجام داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید