transacted

[ایالات متحده]/trænˈzæktɪd/
[بریتانیا]/trænˈzæktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته مشارکتی از transact

عبارات و ترکیب‌ها

transacted successfully

انجام شد به طور موفقیت آمیز

transacted quickly

انجام شد به سرعت

transacted online

انجام شد اینترنتی

transacted securely

انجام شد به صورت امن

transacted efficiently

انجام شد به طور کارآمد

transacted manually

انجام شد به صورت دستی

transacted smoothly

انجام شد به طور روان

transacted regularly

انجام شد به طور منظم

transacted collectively

انجام شد به صورت جمعی

جملات نمونه

the business transacted a large amount of money last year.

در سال گذشته، کسب و کار مبلغ قابل توجهی پول معامله کرد.

all transactions must be transacted in accordance with the law.

تمام معاملات باید مطابق با قانون انجام شوند.

she transacted her business dealings with great care.

او با دقت زیاد به معاملات تجاری خود رسیدگی کرد.

the property was transacted quickly to avoid market fluctuations.

برای جلوگیری از نوسانات بازار، ملک به سرعت معامله شد.

he transacted the sale of his car online.

او فروش ماشین خود را به صورت آنلاین انجام داد.

many trades were transacted on the stock market today.

امروز معاملات زیادی در بازار سهام انجام شد.

the agreement was transacted after several negotiations.

توافق پس از چندین مذاکره انجام شد.

she transacted her duties efficiently and on time.

او وظایف خود را به طور کارآمد و به موقع انجام داد.

all payments must be transacted before the deadline.

تمام پرداخت‌ها باید قبل از مهلت مقرر انجام شوند.

the company transacted a merger with a competitor.

شرکت ادغام با یک رقیب را انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید