trunked radio
رادیو ترانک
trunked system
سیستم ترانک
trunked network
شبکه ترانک
trunked communication
ارتباطات ترانک
trunked service
خدمات ترانک
trunked operation
عملیات ترانک
trunked channels
کانالهای ترانک
trunked voice
صدای ترانک
trunked data
دادههای ترانک
trunked access
دسترسی ترانک
the data was trunked for better organization.
اطلاعات برای سازماندهی بهتر، تجمیع شد.
we trunked the information to improve efficiency.
ما اطلاعات را برای بهبود کارایی، تجمیع کردیم.
the system trunked the calls to reduce congestion.
سیستم تماسها را برای کاهش ازدحام، تجمیع کرد.
he trunked the files to make retrieval easier.
او فایلها را برای آسانتر کردن بازیابی، تجمیع کرد.
the network was trunked to enhance performance.
شبکه برای افزایش عملکرد، تجمیع شد.
they trunked the project into manageable sections.
آنها پروژه را به بخشهای قابل مدیریت، تجمیع کردند.
the calls were trunked for better quality.
تماسها برای کیفیت بهتر، تجمیع شدند.
she trunked her schedule to prioritize tasks.
او برنامه خود را برای اولویتبندی وظایف، تجمیع کرد.
the software trunked the updates for efficiency.
نرمافزار بهمنظور افزایش کارایی، بهروزرسانیها را تجمیع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید