trunked

[ایالات متحده]/trʌŋkt/
[بریتانیا]/trʌŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بالای آن برداشته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

trunked radio

رادیو ترانک

trunked system

سیستم ترانک

trunked network

شبکه ترانک

trunked communication

ارتباطات ترانک

trunked service

خدمات ترانک

trunked operation

عملیات ترانک

trunked channels

کانال‌های ترانک

trunked voice

صدای ترانک

trunked data

داده‌های ترانک

trunked access

دسترسی ترانک

جملات نمونه

the data was trunked for better organization.

اطلاعات برای سازماندهی بهتر، تجمیع شد.

we trunked the information to improve efficiency.

ما اطلاعات را برای بهبود کارایی، تجمیع کردیم.

the system trunked the calls to reduce congestion.

سیستم تماس‌ها را برای کاهش ازدحام، تجمیع کرد.

he trunked the files to make retrieval easier.

او فایل‌ها را برای آسان‌تر کردن بازیابی، تجمیع کرد.

the network was trunked to enhance performance.

شبکه برای افزایش عملکرد، تجمیع شد.

they trunked the project into manageable sections.

آنها پروژه را به بخش‌های قابل مدیریت، تجمیع کردند.

the calls were trunked for better quality.

تماس‌ها برای کیفیت بهتر، تجمیع شدند.

she trunked her schedule to prioritize tasks.

او برنامه خود را برای اولویت‌بندی وظایف، تجمیع کرد.

the software trunked the updates for efficiency.

نرم‌افزار به‌منظور افزایش کارایی، به‌روزرسانی‌ها را تجمیع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید