unctuousness

[ایالات متحده]/ˈʌŋk.tʃəs.nəs/
[بریتانیا]/ˈʌŋk.tʃəs.nəs/

ترجمه

n. خاصیت چرب یا روغنی بودن؛ رفتار به طور مفرط چاپلوسانه یا جلب توجه کننده

عبارات و ترکیب‌ها

unctuousness in speech

مبالغه آمیزی در سخن

unctuousness of tone

مبالغه آمیزی در لحن

unctuousness of manner

مبالغه آمیزی در رفتار

unctuousness in behavior

مبالغه آمیزی در رفتار

unctuousness in writing

مبالغه آمیزی در نوشتن

unctuousness of flattery

مبالغه آمیزی در تعارف

unctuousness of character

مبالغه آمیزی در شخصیت

unctuousness in politics

مبالغه آمیزی در سیاست

unctuousness of praise

مبالغه آمیزی در تعریف و تمجید

unctuousness in conversation

مبالغه آمیزی در گفتگو

جملات نمونه

his unctuousness made everyone feel uncomfortable during the meeting.

اظهارات چاپلوسانه او باعث ناراحتی همه در طول جلسه شد.

the politician's unctuousness was evident in his speech.

چاپلوسی سیاستمدار در سخنرانی او آشکار بود.

she tried to mask her unctuousness with a friendly smile.

او سعی کرد چاپلوسی خود را با یک لبخند دوستانه پنهان کند.

his unctuousness was a clear attempt to win favor.

چاپلوسی او یک تلاش آشکار برای جلب توجه بود.

people often mistake unctuousness for genuine kindness.

اغلب مردم چاپلوسی را با مهربانی واقعی اشتباه می گیرند.

her unctuousness quickly turned off potential clients.

چاپلوسی او به سرعت مشتریان بالقوه را دلسرد کرد.

the unctuousness of the waiter annoyed many diners.

چاپلوسی گارسون بسیاری از غذاخوری ها را آزرده خاطر کرد.

his unctuousness was a tactic to manipulate the situation.

چاپلوسی او یک تاکتیک برای دستکاری وضعیت بود.

she spoke with unctuousness, trying to charm her audience.

او با چاپلوسی صحبت کرد و سعی کرد مخاطبان خود را اغوا کند.

unctuousness can often be seen in sales pitches.

اغلب می توان چاپلوسی را در سخنرانی های فروش مشاهده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید