slickness

[ایالات متحده]/ˈslɪk.nəs/
[بریتانیا]/ˈslɪk.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نرمی یا براق بودن؛ زیرکی یا مهارت؛ چاپلوسی یا جذابیت فریبنده

عبارات و ترکیب‌ها

slickness factor

ضریب لغزش

slickness of surface

لغزندگی سطح

slickness in style

ظرافت در سبک

slickness of design

ظرافت طراحی

slickness and grace

ظرافت و ظریف‌کاری

slickness of presentation

ظرافت ارائه

slickness in execution

ظرافت در اجرا

slickness of finish

ظرافت پرداخت

slickness of movement

ظرافت حرکت

slickness of technique

ظرافت تکنیک

جملات نمونه

the slickness of the surface made it difficult to walk.

سطح لغزنده راه رفتن را دشوار می‌کرد.

he admired the slickness of the new car's design.

او طراحی براق و جذاب خودروی جدید را تحسین کرد.

her presentation was marked by its slickness and professionalism.

ارائه او با ظرافت و حرفه‌ای بودنش مشخص بود.

the slickness of the marketing campaign attracted many customers.

براق بودن کمپین بازاریابی باعث جذب مشتریان زیادی شد.

he tried to hide his nervousness with a slickness in his speech.

او سعی کرد با لحنی روان و مسلط، نگرانی خود را پنهان کند.

the slickness of the ice made skating challenging.

لغزندگی یخ اسکی را چالش‌برانگیز می‌کرد.

they were impressed by the slickness of the software interface.

آنها تحت تأثیر رابط کاربری نرم افزار با طراحی زیبا و روان قرار گرفتند.

the slickness of his hair made him look very polished.

براق بودن موهایش باعث شد او بسیار آراسته به نظر برسد.

she appreciated the slickness of the new smartphone.

او از طراحی زیبا و مدرن گوشی هوشمند جدید قدردانی کرد.

the slickness of the negotiation process surprised everyone.

ظرافت و سرعت روند مذاکرات همه را شگفت‌زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید