unerasable

[ایالات متحده]/[ˌʌnˈerəsəbl]/
[بریتانیا]/[ˌʌnˈerəsəbl]/

ترجمه

adj. غیر قابل پاک کردن؛ دائمی؛ که نمی‌توان آن را حذف کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

unerasable mark

علامت غیرقابل محو

unerasable memory

حافظه غیرقابل محو

unerasable impact

تاثیر غیرقابل محو

unerasable stain

لک غیرقابل محو

unerasable feeling

احساس غیرقابل محو

unerasable history

تاریخ غیرقابل محو

unerasable record

ثبت غیرقابل محو

unerasable presence

حضور غیرقابل محو

unerasable image

تصویر غیرقابل محو

جملات نمونه

the memory of her smile is unerasable from my mind.

خاطره لبخند او از ذهن من پاک نمی‌شود.

the impact of that experience left an unerasable mark on his life.

اثر آن تجربه، نشانه ای غیرقابل محو از زندگی او بر جای گذاشت.

the feeling of betrayal was unerasable and deeply painful.

احساس خیانت غیرقابل محو و عمیقاً دردناک بود.

the unerasable stain on the reputation proved difficult to remove.

لکه‌ی غیرقابل محو بر شهرت، حذف آن را دشوار کرد.

the unerasable bond between them defied all attempts at separation.

پیوند غیرقابل محو بین آنها، هرگونه تلاش برای جدایی را ناکام گذاشت.

the unerasable evidence pointed towards his guilt.

شواهد غیرقابل محو به سمت گناهکاری او اشاره داشتند.

the unerasable lessons learned shaped her future decisions.

درس‌های غیرقابل محو آموخته شده، تصمیمات آینده او را شکل دادند.

the unerasable history of the region is a source of pride.

تاریخ غیرقابل محو منطقه، منبعی از افتخار است.

despite time passing, the unerasable feeling lingered.

با وجود گذشت زمان، احساس غیرقابل محو همچنان باقی ماند.

the unerasable consequences of his actions were devastating.

پیامدهای غیرقابل محو اعمال او ویرانگر بودند.

it was an unerasable moment in the company's history.

این یک لحظه غیرقابل محو در تاریخ شرکت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید